منوی كاربری

این وبلاگ را صفحه خانگی خود كن !    به مدیر وبلاگ ایمیل بزنید !    این وبلاگ را به لیست علاقه مندی های خود اضافه كنید !

پیغام مدیر : به شما كاربر گرامی سلام عرض می كنم . امیدوارم در این وبلاگ دقایقی خوبی را سپری كنید . برای آگاهی از امكانات این وبلاگ خواهشمندم كه تا آخر صفحه این وبلاگ را مشاهده نماییدما را از نقطه نظرات سازنده خود آگاه نموده تا بتوانیم موثرتر باشیم .

نظرسنجی
نظرتان در مورد این وبلاگ چیست؟






آدرس های دیگر
صفحات وبلاگ
1 2 3 4 5 6 7 ...

لینك به ما / لوگوی دوستان
لینك به ما


لوگوی دوستان

آمار وبلاگ
امروز : سه شنبه 12 آذر 1387

بازدید های امروز :

بازدید های دیروز :

كل بازدیدها :

كل مطالب :

كل نظرات :

ایجاد صفحه : - ثانیه

شنبه:
یا رب العالمین

یکشنبه:
یا ذالجلال و الاکرام

دوشنبه: 
 یا قاضی الحاجات

سه شنبه:
یا ارحم الراحمین

چهارشنبه:
یا حی یا قیوم

پنجشنبه:
لااله الاالله الملک الحق المبین

جمعه:
اللهم صل علی محمد و ال محمد

یکشنبه 10 آذر 1387
تصاویر زیبا
خوب فكر می كنید چه منظره ای رو در این تصویر می‌بینید؟!

شقایق کویر زرند

اگه نتونستید حدس بزنید به تصویر بعدی نگاه كنید

شقایق کویر زرند

حدس بزنید... اگه مطمئن نیستید باز هم نمای واضح‌تری رو از فاصله ی نزدیکتر ببینید

شقایق کویر زرند

خوب دیگه تقریبا مشخص شد كه چی به چیه و فكر نمیكنم دیگه لازم باشه من اشاره ای كنم


بله . تصاویری كه مشاهده كردید هزاران پنگوئن "كینگ" را با نوزادهایشان نشان می‌دهد. برای جلوگیری از یخ زدن جوجه پنگوئن‌ها، آنها یك گردهمایی بزرگ ترتیب داده‌اند تا با حرارت بدن‌هایشان یكدیگر را از سرما حفظ كنند. پس آن لكه‌های قهوه‌ای بزرگ در تصاویری كه از ارتفاع زیاد گرفته بودند، در واقع جوجه پنگوئن‌های قهوه‌ای بودند. این تصاویر توسط یك هلیكوپتر و از ارتفاع 600 متری از منطقه‌ای به نام جورجیای جنوبی نزدیك جزایر معروف فالكلند در اقیانوس اطلس جنوبی تهیه شده‌‌اند. درجه حرارت در هنگامی كه تصاویر ثبت می‌شدند، منفی 15 درجه سانتیگراد بود. دلیل این قضیه انست كه جوجه پنگوئن‌ها در 3 هفته اول زندگی نمی‌توانند درجه حرارات بدن خود را تنظیم كنند، بنابراین والدین مجبور هستند آنها را به صورت گروهی نزدیك هم نگه دارند و هر 3-2 ساعت به آنها غذا بدهند.

باز هم آفـــــرین به این هماهنگی و حس همنوع دوستی در دنیای پنگوئنی! باشد که شاید، ما انسانها نیز از این حیوانات بی گناه در جهت یکدل و یکسو شدن، درسی بیاموزیم.

نوشته شده توسط منصور ساعت 05:32 ب.ظ موضوع مطلب :‌ نکات جالب ,

ویرایش شده در - و ساعت -

لینك ثابت | نظرات ()

یکشنبه 10 آذر 1387
خانه دوست
خانه دوست
خانه دوست کجاست؟ در فلق بودم که پرسید سوار
اسمان مکثی کرد
رهگذر شاخه نوری که به لب داشت به ناریکی شن ها بخشید
و به انگشت نشان داد سپیداری  و گفت :
نرسیده به درخت ? کوچه باغی است که از خواب خدا سبزتر است
ودر ان عشق به اندازه ی پرهای ابی است
می روی تا ته ان کوچه که از پشت بلوغ ? سر بدر می ارد ?
پس به سمت کوچه تنهایی می پیچی ?
دو قدم مانده به گل
پای فواره اساطیر زمین می مانی
و ترا ترسی شفاف فرا می گیرد
در صمیمیت سیال فضا خش خشی می شنوی :
کودکی می بینی

رفته از کاج بلندی بالا ? جوجه بردارد از لانه نور
و از او
می پرسی خانه دوست کجاست
نوشته شده توسط منصور ساعت 05:19 ب.ظ موضوع مطلب :‌ عمومی ,

ویرایش شده در - و ساعت -

لینك ثابت | نظرات ()

یکشنبه 10 آذر 1387
آیا میدانستید ؟ !

آیا میدانستید ؟ !

شقایق کویر زرند

آیا میدانستید که شاهنامه فردوسی ۷۵۰۰۰ بیت دارد؟

آیا میدانستید که در نقوش دیوار نگارهای همدان متعلق به دوازده هزار سال پیش صلیب شکسته نازیها دیده می شود؟

آیا میدانستید که نظریه دهکده کوچک جهانی مک لوهان توسط ارد بزرگ رد شده است؟

آیا میدانستید که زیباترین مجسمه تاریخ ایران مجسمه برنزی نادر شاه افشار است؟

آیا میدانستید که ایرانیان اولین بار نمایش های همگانی (تئاتر) را اجرا نموده اند و همانها گریم و ساخت نقاب را در ۱۵ هزار سال پیش پایه گذارده اند؟

آیا میدانستید که لاک پشت در بین جانوران جهان، طولانی ترین عمر را دارد و ممکن است تا۱۵۰سال عمر کند؟

آیا میدانستید که پروانه هرکول استرالیای که فاصله دو نوک بالهای آن در حالت گسترده سی و پنج سانتی متراست، بزرگترین پروانه جهان است؟

آیا میدانستید كه اندونزی چهارمین کشور پر جمعیت دنیا بعد از چین و هند و آمریکا می باشد؟

آیا میدانستید که بزرگترین سوسمارهای جهان رودخانه سرباز در سیستان و بلوچستان ایران است؟

آیا میدانستید كه ایرانیان ۳ هزار سال پیش با پیل های الکتریکی بزرگ خانه های خود را روشن می کردند؟

آیا میدانستید که انسانهای امروزی بطور متوسط شش سال از عمرش را تلویزیون نگاه می کند و شش سالش را هم صرف غذا خوردن میکند و یک سومش را هم میخوابد؟

آیا میدانستید که قدیمی ترین شاهنامه در فلورانس زیر نظر پرفسور "پیر مونته سه" نگهداری می شود؟

آیا میدانستید که پروانه ها، چشم های مرکب دارند که تعداد آنها گاهی به هجده هزار می رسد؟

آیا میدانستید که ما حتی در روزهای ابری هم در معرض اشعه بنفش خورشید می باشیم، بین هفتاد تا هشتاد درصد از این نور میتواند به راحتی از ابرها ردّ شوند؟

آیا میدانستید که نمک از پنج هزار سال پیش در سفره ما انسانها بوده است؟

آیا میدانستید که گرم ترین نقطه جهان نقطه ای بنام گندم بریان در کویر لوت ایران با ۷۵ درجه گرما می باشد؟

آیا میدانستید که بزرگترین فیلسوف غرب "فردریش نیچه" می گوید راستگو ترین مردم جهان ایرانیان هستند؟

آیا میدانستید که پیشانی انسان مرکز دمای انسان است یعنی اگر شما دمای پیشانیتان را تغییر دهید دمای بدنتان هم به همان انداره تغییر میکند؟

آیا میدانستید که زیباترین کاریکاتور تاریخ "یاد" نام دارد و طراح آن ارد بزرگ است؟

آیا میدانستید که نادرشاه افشار تا بیست و پنج سالگی با مادرش برده و اسیر ازبکان بوده است؟

آیا میدانستید که پژوهشگران عمر انسان عصر حجر را نوزده سال برآورد نموده اند؟

آیا میدانستید که شهر بیت المقدس بین سالهاى 538 تا 332 قبل از میلاد مسیح تحت حاکمیت ایران بود، در آن دوران کوروش کبیر پادشاه ایران بود؟

آیا میدانستید که 60% کسانی که در سوئد ازدواج میکنند ، بعدا طلاق میگیرند؟

آیا میدانستید که در طول قرون وسطی همه تصور میکردند که قلب مرکز هوش و درایت انسان است؟

آیا میدانستید كه شدیدترین نعره ها متعلق به وال ها است که برابر با صدای موتور جت است؟

آیا میدانستید كه دلفین ها همانند گرگ ها هنگام خواب چشم هایشان را باز می گذارند؟

آیا میدانستید كه وقتی یک نوزاد در حال گریه است با صدای ش....ش.... شما آرام می شود به این دلیل که صدای آبی که اطراف نوزاد در شکم مادر است را برایش تداعی می کند، در ضمن این یکی از دلایلی است که چرا صدای ساحل دریا به انسان آرامش می دهد؟

آیا میدانستید كه با نگاه کردن به گوش حیوانات می توانیم به تخم گذار بودن یا بچه زا بودن آنها پی ببریم. بدین صورت که تخم گذاران گوششان ناپیدا و بچه زایان گوششان نمایان است، تنها یک اسثتنا وجود دارد آن هم نوعی افعی است که بچه زاست اما گوشش دقیق پیدا نیست؟

آیا میدانستید كه گرانترین لباس هندی (ساری) در جهان كه در كتاب ركوردهای گینس هم ثبت شده است و این ساری ابریشمی قیمتی معادل 40 لك روپیه برابر با 100 هزار دلار آمریكا دارد. سنگها و جواهراتی كه در این لباس به كار رفته عبارتست از : الماس، طلا، پلاتین، نقره، زمرد سبز، یاقوت سرخ، یاقوت زرد، چشم گربه!، یاقوت كبود، مروارید و مرجان.
 

نوشته شده توسط منصور ساعت 04:47 ب.ظ موضوع مطلب :‌ عمومی ,

ویرایش شده در - و ساعت -

لینك ثابت | نظرات ()

پنجشنبه 7 آذر 1387
مقاومت در برابر استرس‌های زندگی
بهداشت روان چیزی فراتر از فقدان یا نبود بیماری است. بعد مثبت بهداشت روان كه سازمان بهداشت جهانی روی آن تكیه دارد، در تعریف سلامتی لحاظ شده است.

 طبق تعریف این سازمان، بهداشت روانی در درون مفهوم كلی بهداشت جای می‌گیرد و سلامتی یعنی توانایی كامل برای ایفای نقش‌های اجتماعی، روانی، جسمی و بهداشتی و تنها نبود بیماری یا عقب‌ماندگی ذهنی نیست.

به عبارت دیگر، بهداشت روان حالتی از رفاه است كه در آن فرد توانایی‌هایش را باز می‌شناسد و قادر است با استرس‌های معمول زندگی تطابق حاصل كرده و از نظر شغلی مفید و سازنده باشد و به عنوان بخشی از جامعه با دیگران مشاركت و همكاری داشته باشد.

زندگی در اجتماع، خود مستلزم رویارویی با استرس‌های متنوع است كه هرگونه واكنش جسمی به محرك‌های درونی (شناختی) و بیرونی (محیطی) می‌تواند استرس یا فشار روانی ایجاد كند. این محرك‌ها، لزوما مثل دعوا با راننده خاطی، مرگ عزیزان، دلهره ناشی از توبیخ‌شدن توسط مافوق، همیشه منفی نیستند، مواردی چون ورزش، قبولی در كنكور، ازدواج و والد شدن و بالاخره گرفتن ترفیع شغلی و... نیز از جمله امور استرس‌زا هستند كه بار استرس آنها مثبت است.

بنابراین استرس، همیشه و همه جا وجود دارد، خواه مثبت خواه منفی، تنها بعد از مرگ است كه هیچ استرسی نیست! به گفته متخصصین، قلب شكسته بیشتر از دردهای جسمی برای انسان آزاردهنده و رنج‌آور است. تحقیقات نشان می‌دهد، دردی كه از فشارهای احساسی به انسان وارد می‌شود (استرس منفی) بسیار عمیق‌تر و طولانی‌تر از درد ناشی از جراحات و آسیب‌های جسمی است.


 

علل استرس منفی

دگرگونی‌های زندگی مثل ازدواج، مرگ عزیزان، جابه‌جایی خانه، از دست دادن كار و... هر یك از این موارد در صورتی استرس‌زا خواهند بود كه فرد مجبور باشد برای رویارویی با آنها، به‌شدت از منابعی كه در اختیار دارد استفاده كند. بنابراین به ارزیابی شناختی دست می‌زند. در موارد مضر مثل تهدید یا چالش با درنظر گرفتن وقایع زندگی و اینكه آیا امكانات و توانایی كافی برای كنار آمدن با وقایع را داریم یا خیر از اصطلاح ارزیابی‌شناختی استفاده، می‌شود. در این مورد گفته می‌شود ارزیابی دو مرحله دارد؛ ارزیابی اولیه و ارزیابی ثانویه. در ارزیابی اولیه، اشخاص وقایع را از لحاظ مضر بودن، تهدیدبودن یا چالش‌بودن بررسی می‌كنند.

یك راهكار خوب برای كاستن فشار روانی، این است كه آن را موقعیت دشوار موقتی درنظر بگیریم تا اینكه تهدیدی برای خود محسوب كنیم. در ارزیابی ثانویه، انسان‌ها امكانات خود را می‌سنجند و این را درنظر می‌گیرند كه آیا می‌توانند به نحو مناسبی با واقعه موردنظر كنار بیایند یا خیر؟ این ارزیابی به این دلیل ثانویه است و  به این بستگی دارد كه واقعه را چقدر مضر، تهدید‌كننده یا چالش‌ برانگیز بدانیم.بعد از ارزیابی موقعیت و شرایط، بسته به اینكه آن را مضر و چالش بر‌انگیز یا تهدید آمیز قلمداد كنیم، به یكی از واكنش‌های جنگ یا گریز دست می‌زنیم.

سندرم انطباق عمومی

بدن ما هنگام فشار روانی، خودش را برای تحمل و كنارآمدن آماده كرده و یك رشته تغییرات فیزیولوژیك در خودش ایجاد می‌كند كه اصطلاحا به آن سندرم انطباق عمومی گفته می‌شود و شامل سه مرحله است:

هشدار: در مرحله هشدار، اولین واكنش بدن به عامل مولد فشار روانی، شوكه شدن موقتی است. در این مرحله، مقاومت بدن در برابر بیماری و فشار روانی كم می‌شود.
مقاومت: در مرحله مقاومت، برخی غدد بدن، هورمون‌هایی تولید می‌كنند كه هریك به نحوی از شخص محافظت می‌كنند. در این مرحله دستگاه ایمنی بدن در مرحله مقاومت خیلی كارآمد با عفونت‌ها می‌جنگد. در عین حال، میزان ترشح هورمون‌هایی كه التهاب‌های همراه مصدومیت‌ها و جراحات را كم می‌كنند بالا می‌رود.

فرسودگی: اگر تلاش‌های بدن برای جنگیدن با فشار روانی، بی‌نتیجه بماند و فشار روانی ادامه یابد، شخص وارد مرحله فرسودگی می‌شود. به عبارت دیگر، ارگانیسم پس از آزمون انواع راه‌حل‌های احتمالی برای مقابله با شرایط و مدیریت بحران مذكور، وقتی درمی‌یابد كه نمی‌تواند از پس آن برآید، دچار درماندگی آموخته شده می‌شود و از هرگونه اقدامی برای بهبود اوضاع منصرف می‌شود. اینجاست كه بحث خستگی روانی مطرح می‌شود، مشكلات و تضادهای عاطفی، مخصوصا اضطراب و افسردگی در اكثر موارد، ساده‌ترین علل خستگی مداوم هستند.

یافتن ریشه مشكل عاطفی، نخستین گام اساسی در درمان خستگی روانی است و همین به تنهایی در كاهش آن می‌تواند نقش مثبتی ایفا كند، در غیر این صورت در بعضی موارد روان درمانی لازم می‌شود. البته در مورد مراجعه به روانشناس، مشاور یا روانپزشك نیز اگرچه پیشرفت‌هایی دیده می‌شود، اما هنوز هم برخی اعتقاد دارند كه «آدم سالم كه پیش روانشناس نمیره!» یا وقتی به آنها پیشنهاد می‌شود با یك روانپزشك یا روانشناس، صحبت كنند،‌می‌گویند: «من كه چیزیم نیست!» شاید بخشی از این مقاومت آگاهانه یا ناآگاهانه، به خاطر ترس از برچسب خوردن یا «انگ» بیماری‌های روانی باشد.

آشنایی با ابعاد متفاوت بهداشت روانی، می‌تواند در این زمینه مفید واقع شود و بدون تردید قدم اول در ارتقای بهداشت روان، آشنایی با پیشگیری و درمان بیماری‌های روانی است.

پیشگیری نوع اول

هدف این نوع از بهداشت روانی ممانعت از شروع یك بیماری یا اختلال است، كه با حذف عوامل كلی، كاهش عوامل خطرساز، تقویت مقاومت افراد و  دخالت در فرآیند اختلال به دست می‌آید. برنامه‌های آموزش بهداشت روانی(نظیر آموزش والدین برای تربیت كودكان، آموزش تاثیرات مصرف موادمخدر، قرص‌های روانگردان و...) برنامه‌های بالا بردن كارایی و توان افراد( نظیر برنامه‌های تقویتی برای كودكان محروم)، ایجاد سیستم‌های حمایت اجتماعی (نظیر بیمه‌های درمانی، ایجاد و حمایت از گروه‌های محلی و اجتماعی حمایت كننده از افراد مبتلا) نمونه‌های پیشگیری نوع اول است.

پیشگیری نوع دوم

هدف اقدامات این بعد از برنامه بهداشت روانی، شناخت به‌موقع و درمان فوری و مناسب اختلال (یا بیماری) است. تمام نظریه‌ها و اقدامات درمانی نظیر دارودرمانی، رفتار درمانی، شناخت درمانی، گروه درمانی، روانكاوی و... در قالب این بعد از بهداشت روانی قرار می‌گیرد، نمونه‌هایی از برنامه‌های پیشگیری سطح دوم كه در ایران در حال اجرا است عبارتند از:

1 - ادغام طرح بهداشت روان در شبكه روستایی كه در حال حاضر 80درصد جمعیت روستایی ایران را پوشش داده است و بهورزان آموزش دیده‌اند كه بیماریابی بیماران روان‌پزشكی و ارجاع آنها به پزشك عمومی آموزش دیده را انجام دهند.

2 -آموزش عمومی مردم برای كاهش انگ اجتماعی و تشویق آنان برای درمان زود هنگام بیماری.(Destigmatization) 3 - تقویت و گسترش طرح ایجاد مراكز بهداشت روان جامعه نگر و مراقبت در منزل در شهرها.

پیشگیری نوع سوم

هدف این بعد از بهداشت روانی، بازگرداندن و حفظ تمام یا قسمتی از توانایی‌های از دست رفته فرد به علت اختلال (یا بیماری) است، تا فرد بتواند به گونه‌ای مفید و سازنده به زندگی «خانوادگی، اجتماعی و شغلی» خود بازگردد. در واقع برنامه‌های این بعد با توانبخشی افراد و جلوگیری از بازگشت مجدد اختلال (یا بیماری) در فرد و حفظ و پیشبرد سلامت
ایجاد شده توسط درمان، سر و كار داشته، اقدامات قبلی را تكمیل می‌كند.

پیشگیری سطح سوم یا توان‌بخشی تقریباً همواره به بیمارانی می‌پردازد كه از بیماری‌های شدید و ناتوان‌كننده مانند اسكیزوفرنی كه شدیدترین نوع اختلال دو قطبی و اختلال شخصیت رنج است می‌برند. اكثر این بیماری‌ها در سنین جوانی و نوجوانی فرد را درگیر می‌كنند، زمانی كه افراد تحصیلات خود را باید تكمیل كنند، كسب و كار یاد گرفته و شغل انتخاب كنند و یا تشكیل خانواده دهند. در نتیجه حتی اگر بیماری به طور كامل و بدون نقایص كاركردی ماندگار علاج شود، افراد مزبور همچنان به توان‌بخشی اجتماعی گسترده نیاز دارند. اما گذشته از انواع پیشگیری مذكور،‌افراد جامعه می‌توانند با استفاده از ورزش، روابط خانوادگی سالم و مستحكم، برخورداری از ایمان و نیایش با نیروی لایزال الهی خود در تقویت و حفظ بهداشت روانی خویش تلاش كنند.

به قول یك روانپزشك، «مذهب آنقدر برای پرورش و سلامت روح و روان آدمی اهمیت دارد، كه هوا برای تنفس»  در ایمان به خدا نیروی خارق‌العاده‌ای وجود دارد كه نوعی قدرت معنوی به انسان می‌بخشد و در تحمل سختی‌های زندگی روزمره او را كمك می‌كند و از نگرانی و اضطرابی كه بسیاری از مردم ما در معرض ابتلا به آن هستند دور می‌سازد. ورزش و خصوصا ورزش‌های گروهی صبحگاهی نیز به نوبه خود می‌توانند روحیه سالم، قوی و پرنشاطی را برای انسان‌ها به ارمغان بیاورند.

نوشته شده توسط منصور ساعت 11:11 ب.ظ موضوع مطلب :‌ علمی ,

ویرایش شده در - و ساعت -

لینك ثابت | نظرات ()

پنجشنبه 7 آذر 1387
شما كدامیك را سوار می‌كنید ؟!
شما كدامیك را سوار می‌كنید ؟!

گروه اینترنتی پرشین استار | www.Persian-Star.org


یك شركت بزرگ قصد استخدام تنها یك نفر را داشت. بدین منظور آزمونی برگزار كرد كه تنها یك پرسش داشت. پرسش این بود :
شما در یك شب طوفانی سرد در حال رانندگی از خیابانی هستید. از جلوی یك ایستگاه اتوبوس در حال عبور كردن هستید. سه نفر داخل ایستگاه منتظر اتوبوس هستند. یك پیرزن كه در حال مرگ است. یك پزشك كه قبلاً جان شما را نجات داده است. یك خانم/آقا كه در رویاهایتان خیال ازدواج با او را دارید. شما می‌توانید تنها یكی از این سه نفر را برای سوار نمودن بر گزینید. كدامیك را انتخاب خواهید كرد؟ دلیل خود را بطور كامل شرح دهید :

پیش از اینكه ادامه حكایت را بخوانید شما نیز كمی فكر كنید ...

..........

.........

........

.......

......

.....

....

...

..
 

قاعدتاً این آزمون نمی‌تواند نوعی تست شخصیت باشد زیرا هر پاسخی دلیل خاص خودش را دارد.
پیرزن در حال مرگ است، شما باید ابتدا او را نجات دهید. هر چند او خیلی پیر است و به هر حال خواهد مرد.
شما باید پزشك را سوار كنید. زیرا قبلاً او جان شما را نجات داده و این فرصتی است كه می‌توانید جبران كنید. اما شاید هم بتوانید بعداً جبران كنید.
شما باید شخص مورد علاقه‌تان را سوار كنید زیرا اگر این فرصت را از دست دهید ممكن است هرگز قادر نباشید مثل او را پیدا كنید.

از دویست نفری كه در این آزمون شركت كردند، تنها شخصی كه استخدام شد دلیلی برای پاسخ خود نداد. او نوشته بود :
سوئیچ ماشین را به پزشك می‌دهم تا پیرزن را به بیمارستان برساند و خودم به همراه همسر رویاهایم متحمل طوفان شده و منتظر اتوبوس می‌مانیم.

پاسخی زیبا و سرشار از متانتی كه ارائه شد گویای بهترین پاسخ است و مسلما همه می‌پذیرند كه پاسخ فوق بهترین پاسخ است، اما هیچكس در ابتدا به این پاسخ فكر نمی‌كند. چرا؟
زیرا ما هرگز نمی‌خواهیم داشته‌ها و مزیت‌های خودمان را (ماشین) (قدرت) (موقعیت) از دست بدهیم. اگر قادر باشیم خودخواهی‌ها، محدودیت ها و مزیت‌های خود را از خود دور كرده یا ببخشیم گاهی اوقات می‌توانیم چیزهای بهتری بدست بیاوریم.
تحلیل فوق را می‌توانیم در یك چارچوب علمی‌تر نیز شرح دهیم: در انواع رویكردهای تفكر، یكی از انواع تفكر خلاق، تفكر جانبی است كه در مقابل تفكر عمودی یا سنتی قرار می‌گیرد. در تفكر سنتی، فرد عمدتاً از منطق، در چارچوب مفروضات و محدودیت‌های محیطی خود، استفاده می‌كند و قادر نمی‌گردد از زوایای دیگر محیط و اوضاع اطراف خود را تحلیل كند. تفكر جانبی سعی می‌كند به افراد یاد دهد كه در تفكر و حل مسائل، سنت شكنی كرده، مفروضات و محدودیت ها را كنار گذاشته، و از زوایای دیگری و با ابزاری به غیر از منطق عددی و حسابی به مسائل نگاه كنند.
در تحلیل فوق اشاره شد اگر قادر باشیم مزیت‌های خود را ببخشیم می‌توانیم چیزهای بهتری بدست بیاوریم. شاید خیلی از پاسخ‌دهندگان به این پرسش، قلباً رضایت داشته باشند كه ماشین خود را ببخشند تا همسر رویاهای خود را به دست آورند. بنابراین چه چیزی باعث می‌شود نتوانند آن پاسخ خاص را ارائه كنند. دلیل آن این است كه به صورت جانبی تفكر نمی‌كنند. یعنی محدودیت ها و مفروضات معمول را كنار نمی‌گذارند. اكثریت شركت‌كنندگان خود را در این چارچوب می‌بینند كه باید یك نفر را سوار كنند و از این زاویه كه می‌توانند خود راننده نبوده و بیرون ماشین باشند، درباره پاسخ فكر نكرده‌اند.

نوشته شده توسط منصور ساعت 10:49 ب.ظ موضوع مطلب :‌ نکات جالب ,

ویرایش شده در - و ساعت -

لینك ثابت | نظرات ()

یکشنبه 3 آذر 1387
خدایا:

خدایا: تو خود می دانی كه چه سخت است اگركه ماهی كوچك اسیرآب دریا ی بیكران باشد.

خدایا: تو خود می دانی برای من كه  همیشه دلم می خواسته با تو زندگی کنم این سیر تكراری روزگار كه نا خواسته مرا به كام خود می برد چه قدر ملال آور

وخسته كننده است

خدایا: آخر چگونه می توان شكوه تو را در زیبایی گل بجوییم درحالی كه این تكرار همیشگی اشتیاق خوب دیدن را از من گرفته است. چگونه میتوانم حمد و ثنای تو را از زبان چكاوكها بشنوم در حالی این تكرار اشتیاق خوب شنیدن را از من سلب كرده است

 

خدایا: می ترسم كه اگر به همین منوال پیش رود دیگر شعله های عشق تو در وجود من هر روز بی فروغ و بی فروغتر شود. تاجایی كه دیگر نه اشتیاقی برای پرواز داشته باشم و نه امیدی به رهایی

پس ای خدای مهربان مرا از این تكرار از این یكنواختی كه همه ی روزهای مرا فرا گرفته است رهایی ده

خدایا: به من اشتیاقی ده تا دوباره چشمانم قادر به دیدن شگوه تو در زیبایی گل ها باشد. خدایا: به من اشتیاقی ده كه دوباره بتوانم صدای مناجات تو را از زبان چكاوك ها بشنوم.

 خدایا: به من عشقی ده كه روز به روز به تو نزدیكتر شوم

 

خدایا : چگونه می توانم روی به سوی تو بیاورم و زبان به حمد و ثنایت بگشایم در حالی كه خود از كرده خویش آگاهم . چگونه می توانم دوستار تو باشم در حالی كه بر عهد و پیمانی كه با تو بسته ام وفادار نبوده ام . چگونه می توانم طلب عفو و بخشش كنم در حالی هنوز شعله های عصیان در درونم فروزان است.

 

بارالها:چگونه می توانم روی به توبه آورم درحالی كه اسیر هواهای نفسانی خویشم.

 

 بارالها: تو از علاقه ی من نسبت به خودت آگاهی و میدانی كه چقدر مشتاق رسیدن توام ولی هر وقت كه تصمیم گرفتم كه به سوی تو بیایم گناه به سراغم آمد و مرا از تو دور ساخت . همیشه آرزویم این بوده است كه حتی برای یك روز هم كه شده آنچه باشم كه تو می خواهی وآنچه كنم كه تو می پسندی ولی افسوس این نفس سركش تا كنون مجال برآورده شدن این آرزو را به من نداده است

 

بارالها : می ترسم، از خویش و از این سرنوشتی كه در انتظار من است می‌ترسم . از این بیابان و شوره زاری كه در پیش روی من است می‌ترسم. می ترسم كه مرگ به سراغم بیا ید و آرزوی رسیدن به تو را این بار از من بستاند. پس ای پروردگار بی همتا به لطف و كرم خویش مرا از مرداب رهایی ده و توانی ده تا خویشتن را از هر چه بدی است پاك كنم

نوشته شده توسط منصور ساعت 05:43 ب.ظ موضوع مطلب :‌ عمومی ,

ویرایش شده در - و ساعت -

لینك ثابت | نظرات ()

یکشنبه 3 آذر 1387
ده دستور مفید برای سرما خوردگی
1.چاره ای بجز واكسن:

در فصول سرماخوردگی یکی از توصیه هایی که همیشه باید به خاطر بسپارید برای پیشگیری از سرما خوردگی, شستشوی گلو و بینی با آب ولرم و کمی نمک و یا استفاده از سرم های کلرورسدیم است.با رعایت این توصیه دیگر نیازی به واکسن نیست.
 
2.شستشوی مكرر دستها:
 
بسیاری از سرماخوردگی‌ها بوسیله دست دادن منتقل می‌شود . شستشوی دست‌ها تا حد زیادی مانع ورود عامل بیماری است ، خصوصا بعد از دست زدن به وسایل زیر ؛ شستشوی دست‌ها الزامی‌‌است وسایلی از قبیل گوشی تلفن؛ دستگیره درب؛ آیفون .
در مواقعی كه دستشویی در دسترس نیست می‌توانید از ژل‌های شستشو ی آنتی باكتریال استفاده كنید .
در محل كار كی بورد كامپیوتر و گوشی تلفن خود را با دستمالی كه كمی‌به مواد پاك كننده آغشته باشد تمیز كنید.

3.دستان خود را از صورتتان دور نگاه دارید :
 
مادرتان راست می‌گوید! : دستاتو به چشمات نمال . راه انتقال بسیاری از سرما خوردگی‌ها چشم ؛ بینی و دهان است. خصوصا زمانی كه بیرون و در مكان عمومی‌‌هستید این مورد را رعایت كنید.
 
4.هنگام عطسه و یا سرفه از دستمال استفاده كنید:
 
هدف تنها مودب بودن نیست بلكه شما با این كار از انتشار آلودگی جلوگیری می‌كنید در حالی كه اگر در این مورد تنها از دستتان استفاده كنید دست‌های آلوده شما ناقل خواهد بود، دستمال استفاده شده را دور بیاندازید ، در فضای باز اگر دستمال در اختیار نداشتید از افراد فاصله بگیرید و در هوای باز عطسه یا سرفه كنید.
 
5.از بیماران اجتناب كنید:
 
اینكه  شما برای دوست مریضتان سوپ درست كنید و به دیدن او بروید بسیار پسندیده است ، این را هم بدانید ویروس‌ها مثل شما نوع دوست نیستند . مواقع بیماری بهتر است در خانه بمانید تا دیگران را آلوده نسازید.
 
6.هنگام بیماری شب خوب استراحت كنید:
 
شاید شما از آن دسته افرادی باشید كه وقت كافی برای استراحت ندارند اما در نظر داشته باشید اگر بیماری شما طولانی شود چقدر وقت از دست میدهید و از كار خود عقب می‌مانید؛قبل از خواب بهتر است آرامش پیدا كنید و 6 الی 7 ساعت را آسوده استراحت كنید.
 
7.ورزش كنید :
 
با ورزش نه تنها اضافه وزن پیدا نمی‌كنید بلكه سیستم ایمنی بدن را تقویت كرده و كمتر بیمار می‌شوید.
 
8.سیگار ممنوع:
 
دلیل دیگری برای ترك سیگار ؛ سیگار راههای تنفسی شما را خشك می‌كند و مژك‌های داخل بینی را از بین میبرد در حالی كه همین موهای كوتاه ونازك بینی به مخاط بینی كمك میكند تا آلودگی و ویروس بیرون از سیستم تنفسی باقی بمانند.
 
9.آب فراوان بنوشید :
 
آب نه تنها برای طراوت پوست و لاغری مناسب است در عین حال به سیستم متابو لیسم و ایمنی بدن شما كمك شایانی می‌كند . برای دفع سموم از بدن روزانه 6 تا 8 لیوان آب بنوشید .
 
10.غذای سالم مصرف كنید:
 
یك رژیم غذایی متعادل سیستم ایمنی بدن شما را برای مقابله با بیماری‌ها آماده می‌سازد.برخی از متخصصین معتقداند باكتری‌های مفید موجود در ماست كم چرب و مواد شیمیایی سبزی‌های قرمز ؛ زرد و سبز تیره و میوه‌های تازه جلو ورود ویروس را می‌گیرد .
 
 
نوشته شده توسط منصور ساعت 05:34 ب.ظ موضوع مطلب :‌ آموزشی وتربیتی ,

ویرایش شده در - و ساعت -

لینك ثابت | نظرات ()

یکشنبه 3 آذر 1387
6-تکنیک مفید در جهت کنترل احساسات
 6-تکنیک مفید در جهت کنترل احساسات


واکنش های احساسی می توانند تاثیر شگرفی بر هر بخش از زندگی ما داشته باشند. در طول زندگی، فرایند اجتماعی شدن و بالغ شدن یک سیستم فیلترینگ در مغز ما ایجاد میکند. هر چیزی که وارد احساسات ما می شود، قبل از اینکه ما از آن مطلع شویم، فیلتر می شود.

این فیلترها بر اساس رفتارها، باورها، ارزشها، احساسات، الگوها، و تصورات ما از خودمان شکل می گیرد. از آنجا که این فیلترها در درون ما هستند، ما معمولاً از وجود آنها آگاهی نداریم اما آنها سخت سر جای خودشان قرار دارند و بر هر چیزی که می بینیم، درک می کنیم، تجربه میکنیم، همه آدم ها، اخبار و همه چیز تاثیر می گذارد.

تمرین کنترل احساسات به این معناست که از فیلترهای درونی خود آگاهی پیدا کنید و بتوانید از این طریق واکنش های خود را کنترل کنید. باید با طریقه پاسخگویی بدنتان در مقابل یک واکنش احساسی آشنا شوید. این یکی از راه هایی است که با آن می توانید تشخیص دهید و تایید کنید که یک واکنش احساسی قوی در حال اتفاق افتادن است.

مثلاً وقتی یک نفر شما را دروغگو خطاب می کند (یا هر حرف دیگر که راستی و درستی شما را زیر سوال می برد) چه اتفاقی می افتد؟ وقتی کسی درمورد شما از توهین های نژادی استفاده می کند، چطور؟

توهین هایی که باعث می شود در برابر درستی خود، ایده هایتان یا کسانی که با آنها در ارتباط هستید، حالت تدافعی به خود بگیرید، می تواند یک واکنش فوری در شما ایجاد کند. در زیر به 6 تکنیک اشاره می کنیم که به شما کمک می کند احساساتتان را تحت کنترل خود درآورید :

1. حرفی که فرد مقابلتان می زند می تواند احساسات شما را به شکل مثبت یا منفی تحریک کند. در هر دو صورت، همیشه این خطر وجود دارد که اختیارتان را از کف بدهید. به همین دلیل در وهله اول لازم است که واکنش احساسی خود را به مخاطبتان تشخیص دهید. فقط آن زمان است که می توانید شروع به پاسخگویی به آن کنید. برخی علائم می تواند منجر به بالا رفتن تپش قلب و تنفس شما شود، شاید میل شدیدی به قطع کردن حرف طرف مقابلتان و بالا بردن صدای خود پیدا کنید، خط فکری خود را از دست می دهید، یا عضلاتتان سفت و سخت می شوند.

2. وقتی تشخیص دادید که یک واکنش احساسی شدید در حال نمودار شدن است، باید جهت آن انرژی منفی را تغییر دهید. تنفس، توجه شما را دوباره به موضوع اصلی برمی گرداند و شما را از آنچه که موجب ناراحتیتان شده بود، دور می کند. تنفس عمیق می تواند به شما کمک کند، ناراحتی و عصبانیتی که به خاطر حرف طرف مقابلتان در شما ایجاد شده بود را از بین ببرید. اگر حرفی که طرفتان زد، واقعاً شما را اذیت کرده است، سعی کنید تمرکزتان را از روی آن بر روی تنفستان منتقل کنید و داخل و خارج شدن آن را کنترل کنید. این نوعی تمرین مدیتیشن است و مطمئن باشید که کمک زیادی به کنترل احساساتتان می کند. بعلاوه تنفس عمیق راه های دیگری هم برای تغییر تمرکزتان وجود دارد. مثلاً می توانید روی چیزهای خوب، زمانهایی که احساس خیلی خوبی داشته اید فکر کنید.

3. اگر کسی چیزی به شما گفت که ناراحت شدید، همیشه به طرف مقابل لبخند بزنید و بعد از او بخواهید که کمی در مورد این عقیده اش توضیح بدهد و مسئله را باز کند.

4. با کار کردن روی حداقل یکی از نتایج مثبت آن رابطه، این تغییر احساس را از بین ببرید.

5. با کسی مشاوره کنید. وقتی قرار باشد به کسی کمک کرده و با او مشاوره کنید، دیگر نمی توانید عصبانی باقی بمانید.

6. بعد از تمام شدن گفتگو، از خودتان سوال کنید. وقتی دوباره به حال و هوای آرام همیشه برگشتید، کمی به گفتگویتان فکر کنید و ببینید چه چیز احساسات شما را تحریک کرده است. تا می توانید وارد جزئیات شوید. سوال کردن از خودتان به شما کمک می کند دفعه بعد به چنین موقعیت هایی بهتر واکنش دهید.
یادتان باشد در زندگی همه ما روزهای بد وجود دارد. تصور کنید که چقدر احساس بدی پیدا می کنید اگر بعدها خبر فوت یا ورشکستگی فردی که حرفهایش موجب ناراحتیتان شده، را بشنوید. پس سعی کنید یا هدف آن فرد را از بیان گفته ها پیدا کنید و یا به کلی نادیده اش بگیرید.
 

نوشته شده توسط منصور ساعت 05:25 ب.ظ موضوع مطلب :‌ آموزشی وتربیتی ,

ویرایش شده در - و ساعت -

لینك ثابت | نظرات ()

جمعه 1 آذر 1387
محل اقامت امام عصر(ع)

شقایق کویر زرند

«طیبه» یكی از نام‏های مدینه طیبه است. این روایت دلالت می‏كند كه آن حضرت‏(ع) غالباً در این شهر و در حوالی آن است. همچنین دلالت می‏كند كه همواره با ایشان سی نفر از یاران خاصشان هستند و اگر یكی از آنها بمیرد، كس دیگری جای‏گزین او می‏شود.
موضوع محل اقامت و سكوت امام مهدی‏(ع) در زمان غیبت از جمله موضوع‏هایی است كه ذهن بسیاری از مردم را به خود مشغول داشته است و معمولاً در مجالس و محافل مهدوی مورد پرسش قرار می‏گیرد.
پیش از پاسخ‏گویی به این پرسش یادآوری این نكته ضروری است كه برای غیبت امام مهدی‏(ع) دو معنا قابل تصور است:
نخست ناپیدا بودن امام؛ یعنی اینكه آن حضرت در دوران غیبت از نظر جسمی از دیدگان مردم به دور است و و اگر چه آن حضرت مردم را می‏بیند و از حال آنها باخبر می‏شود، ولی كسی توان دیدن ایشان را ندارد.
دوم، ناشناس بودن امام: در این فرض آن حضرت در طول زمان غیبت در میان مسلمانان حضور می‏یابد و با آنها مواجه می‏شود، ولی كسی او را نمی‏شناسد و به هویت واقعی‏اش پی نمی‏برد.1
بحث از محل اقامت و سكونت امام مهدی‏(ع) در زمان غیبت اگر چه در هر دو فرض مطرح می‏شود، ولی به نظر می‏رسد در فرض دوم این موضوع كمتر جای بحث دارد و آن حضرت با مخفی داشتن هویت خود در هر كجا كه بخواهد می‏تواند زندگی كند.
در زمینه محل اقامت امام مهدی‏(ع)، روایت‏های گوناگونی وجود دارد كه با توجه به آنها محل‏های احتمالی اقامت آن حضرت را می‏توان به سه دسته تقسیم كرد:


1. محل‏های دور دست و ناآشنا
برخی از روایات، محل خاصی را برای اقامت امام مهدی‏(ع) تعیین نمی‏كنند و جایگاه ایشان را در بیابان‏ها و كوه‏ها، مكان‏های دوردست و محل‏هایی می‏دانند كه هیچ كس از آن آگاهی ندارد. از جمله در روایتی كه از خود آن حضرت نقل شده است، ایشان خطاب به علی بن مهزیار می‏فرماید:
«ای پسر مهزیار! پدرم ابو محمد از من پیمان گرفت كه هرگز با قومی كه خداوند بر آنها خشم گرفته، آنها را لعنت كرده، برای آنها در دنیا و آخرت، بیچارگی رقم خورده و عذابی دردناك در انتظار آنان است، هم‏نشین نباشم و به من دستور داد كه برای اقامت، كوه‏های سخت و سرزمین‏های خشك و دور دست را برگزینم».2
همچنین آن حضرت در توقیع شریفی كه خطاب به شیخ مفید صادر شده است، در این زمینه می‏فرماید:
«ما براساس آنچه خدای تعالی برای ما و شیعیان مؤمن‏مان مصلحت دیده، تا زمانی كه دولت دنیا از آن فاسقان است، در سرزمین‏های دوردستی كه از جایگاه ستمگران دور است، سكنا گزیده‏ایم، ولی از آنچه بر شما می‏گذرد، آگاهیم و هیچ یك از اخبار شما بر ما پوشیده نمی‏ماند».3
در روایتی كه از امام صادق‏(ع) نقل شده است، آن حضرت، جایگاه امام مهدی‏(ع) را جایی ناشناس معرفی می‏كند كه جز معدود افرادی از آن آگاهی ندارند:
«و هیچ‏كس از دوست و بیگانه از جایگاهش آگاهی نمی‏یابد مگر همان خدمت‏گزاری كه به كارهای او می‏رسد».4
این‏گونه روایات گویای آن است كه امام مهدی‏(ع) بر اساس امر الهی، در مكان‏هایی ناشناخته، دور از دست‏رس، به دور از شهرها و آبادی‏ها زندگی می‏كند و از محل اقامت آن حضرت آگاه نیست.


2. محل‏های خاص و شناخته شده
در برخی روایات، از مكان‏هایی خاص به عنوان اقامت‏گاه امام مهدی‏(ع) در دوران غیبت یاد شده است كه از آن جمله می‏توان به موارد زیر اشاره كرد:

الف) مدینه
در برخی روایات، از مدینه منوره به عنوان محل اقامت امام عصر(ع) یاد شده است. در روایتی كه از امام محمد باقر(ع) نقل شده است، در این زمینه چنین می‏خوانیم:
صاحب این امر ناگزیر از كناره‏گیری است و او در [زمان] كناره‏گیری خود ناگزیر از [داشتن] نیرو و توانی است. او با وجود آن سی نفر هیچ هراسی ندارد. چه خوب جایگاهی است [مدینه] طیبه.5
در كتاب شریف «بحارالأنوار» ذیل این روایت چنین آمده است:«طیبه» یكی از نام‏های مدینه طیبه است. این روایت دلالت می‏كند كه آن حضرت‏(ع) غالباً در این شهر و در حوالی آن است. همچنین دلالت می‏كند كه همواره با ایشان سی نفر از یاران خاصشان هستند و اگر یكی از آنها بمیرد، كس دیگری جای‏گزین او می‏شود.5

در روایت دیگری كه از امام حسن عسكری‏(ع) نقل شده است، آن حضرت در پاسخ این پرسش راوی كه می‏پرسد: «اگر حادثه‏ای برای شما روی دهد سراغ فرزندتان را از كجا بگیریم؟» می‏فرماید: «در مدینه».6

ب) كوه رضوی
برخی روایات، «كوه رضوی» در نزدیكی مدینه را پناه‏گاه و اقامت‏گاه امام عصر(ع) معرفی كرده‏اند كه روایت زیر از آن جمله است:
عبدالاعلی مولی آل سام می‏گوید: به همراه ابی عبدالله [امام صادق](ع) [از مدینه] خارج شدیم، زمانی كه به روحاء [در اطراف مدینه] رسیدیم، آن حضرت دقایقی نگاهش را به كوهی كه در آن منطقه بود، دوخت و آنگاه فرمود:
«این كوه را می‏بینی؟ این كوه «رضوی» نام دارد و از كوه‏های فارس است. چون ما را دوست داشت، خداوند آن را به سوی ما منتقل كرد. در آن، همه درخت‏های میوه‏دار وجود دارد و در دو مرحله پناه‏گاهی خوب برای خائف [امام زمان] است. آگاه باش كه برای صاحب این امر دو غیبت است كه یكی از آنها كوتاه و دیگری بلند است».7
در دعای ندبه نیز از این مكان نام برده شده است.8
یاقوت حموی در مورد منطقه «رضوی» می‏نویسد:
«رضوی، كوهی است میان مكه و مدینه در نزدیكی ینبع و دارای آب فراوان و درختان زیادی است. كیسانیه9 می‏پندارند كه محمد بن حنفیه در آنجا زنده و مقیم است».10
گفتنی است در احادیث فراوانی، از «رضوی» یاد شده و از آن بسیار ستایش شده است.11

ج) ذی طوی
مكان دیگری كه در روایات از آن به عنوان محل اقامت امام عصر(ع) یاد شده، «ذی طوی» است. «ذی طوی»، نام كوهی در اطراف مكه است. در روایتی كه از محمد باقر(ع) نقل شده، چنین آمده است:
«صاحب این امر را در یكی از این دره‏ها غیبتی است. [در این حال، آن حضرت...] با دست خود به ناحیه ذی طوی اشاره كرد».12
گفتنی است در دعای ندبه نیز به نام این مكان اشاره شده و در برخی روایات، از همین منطقه به عنوان محل تجمع یاران امام مهدی‏(ع) یاد شده است.13


3. در میان مردم
دسته سوم از روایات مانند دسته اول، از جایگاه و مكان خاصی نام نمی‏برند و از آنها استفاده می‏شود كه امام مهدی‏(ع) به صورت ناشناس در میان مردم زندگی می‏كند. در روایتی كه از امام صادق‏(ع) نقل شده است، در این زمینه چنین می‏خوانیم:
«چگونه این مردم، این موضوع را انكار می‏كنند كه خداوند با حجتش همان گونه رفتار می‏كند كه با یوسف رفتار كرد؟ همچنین چگونه انكار می‏كنند كه صاحب مظلوم شما ت همان كه از حقش محروم شده و صاحب این امر [حكومت] است ت در میان ایشان رفت و آمد می‏كند، در بازارهایشان راه می‏رود و بر فرش‏های آنها قدم می‏نهد، ولی او را نمی‏شناسند، تا زمانی كه خداوند به او اجازه دهد كه خودش را معرفی كند، چنان كه به یوسف اجازه داد، آن زمان كه برادرانش از او پرسیدند: «آیا تو یوسف هستی؟» پاسخ دهد كه «آری، من یوسف هستم».14
حال این پرسش مطرح می‏شود كه كدام‏یك از این سه دسته روایت قابل پذیرش هستند و آیا راهی برای جمع كردن میان آنها وجود دارد یا خیر؟
به نظر می‏رسد میان این سه دسته روایت منافاتی وجود دارد و آن حضرت بسته به شرایط و موقعیت‏های مختلفی كه پیش می‏آید، زندگی به صورت ناشناس در میان مردم و اقامت در مكان‏هایی چون مدینه منوره یا دوری گزیدن از مردم و اقامت در مناطق دور از دست‏رس را انتخاب می‏كند.
به بیان دیگر، براساس دومین معنایی كه برای غیبت قابل تصور است؛ یعنی ناشناس بودن امام مهدی‏(ع)، آن حضرت، الزامی برای اقامت در محلی خاص یا دور از دست‏رس ندارد و می‏تواند به صورت طبیعی در میان مردم زندگی كند. البته ممكن است رعایت مصالحی دیگر، آن حضرت را وادار كند كه براساس سفارش پدر بزرگوارشان، كوه‏ها و بیابان‏ها را اقامت‏گاه خود برگزیند.
بدیهی است اگر قرار باشد آن حضرت به صورت ناشناس در میان مردم زندگی كند، مكان‏هایی چون مدینه منوره در كنار قبر جد بزرگوارش، بهترین مكان خواهد بود.

------------ --------- --------- -----
پی‌نوشت‌ها:
1. برای مطالعه بیشتر در این زمینه‏ر.ك: همین كتاب، ص .
2. كتاب الغیبت[ (شیخ طوسی)، ص 161.
3. الاحتجاج، ج 2، ص 599؛ بحارالأنوار، ج 53، ص 176.
4. كتاب الغیبت[ (نعمانی)، ص 172، ح 5.
5. الكافی، ج 1، ص 340؛ كتاب الغیبت[ (شیخ طوسی)، ص 102؛ بحارالأنوار، ج 52، ص 153، ح 6.
6. بحارالأنوار، ج 52، ص 153.
7. الكافی، ج 1، ص 328، ح 2؛ كتاب الغیبت[ (شیخ طوسی)، ص 139؛ بحارالأنوار، ج 51، ص 161، ح 11.
8. كتاب الغیبت[ (شیخ طوسی)، ص 103؛ بحارالأنوار، ج 52، ص 153، ح 7.
9. ر.ك: بحارالأنوار، ج 99، ص 108.
10. كیسانیه پیروان مختار بن ابوعبیده ثفقی بودند. او نخست برای پیشرفت كار خود دعوت به علی بن الحسین‏علیه السلام سپس دعوت به محمد حنفیه می‏كرد. البته كار او مبتنی بر اعتقاد وی به اهل بیت نبود، بلكه می‏خواست از آن بهره‏برداری سیاسی كرده باشد و چون كارش بالا گرفت خود دعوی دریافت وحی از خداوند كرد و عباراتی مسجع و مقّفی به تقلید قرآن به زبان می‏راند. (فرهنگ فرق اسلامی، ص 373)
11. یاقوت حموی، مراصد الإطلاع علی أسماء الأمكنته و البقاع، ج 2، ص 620.
12. ر.ك: بحارالأنوار، ج 52، ص 306؛ ج 53، ص 97.
13. كتاب الغیبت[ (نعمانی)، ص 182.
14. ر.ك: كتاب الغیبت[ (نعمانی)، ص 315؛ بحارالأنوار، ج 52، ص 306، ح 80؛ ص 307، ح 81.
15. ر.ك: بحارالأنوار، ج 99، ص 108.
16. كتاب الغیبت[ (نعمانی)، ص 164؛ الكافی، ج 1، صص 336 و 337، ح 4.

نوشته شده توسط منصور ساعت 06:27 ب.ظ موضوع مطلب :‌ نکات جالب ,

ویرایش شده در - و ساعت -

لینك ثابت | نظرات ()

چهارشنبه 29 آبان 1387
راه رفتن، عملكرد مغز را تقویت می‌كند

یك تحقیق جدید، فواید پیاده‌روی را در بهبود بیماران 50 سال به بالایی كه دچار سكته مغزی شده بودند تشریح كرد.
یافته جدید:  همه می‌دانند كه پیاده‌روی تاثیر بسیار زیادی در افزایش ظرفیت تنفسی، ماهیچه‌ها و مفاصل دارد اما دو تحقیق اخیر نشان داده‌اند راه رفتن می‌تواند عملكرد مغز را هم ارتقا دهد.

توضیح:  دكتر گری اسمال، پروفسور روانپزشكی و كهن‌سالی كه در مؤسسه عصب‌شناسی و رفتارشناسی انسانی «سمل» UCLA فعالیت دارد، می‌گوید: راه رفتن یا هر ورزش تكرارشونده دیگری می‌تواند مغز را از طرق مختلفی تغییر دهد. قلب خون بیشتری پمپ می‌كند كه نه تنها عضلات، بلكه مغز را تحت‌تاثیر قرار می‌دهد. مغز شما به خون نیاز دارد، چراكه خون حاوی مواد مغذی و اكسیژن است كه برای سلول‌ها مفید است و مغز را سالم‌سازی می‌كند.

 وی می‌افزاید: همچنین انجام یك كار به‌صورت تكرار‌شونده می‌تواند سیستم عصبی مغز را تحریك كرده، باعث فعالیت بخش‌های مختلف مغز شود. البته همچنان كه بدن به مرور زمان، در انجام آن فعالیت ماهر می‌شود، ممكن است كیفیتش كاهش یابد اما محرك‌های دیگر می‌توانند مؤثر باشند.

مراحل تحقیق: در مطالعه‌ای، برنامه پیاده‌روی برای بیماران سكته مغزی ترتیب داده شد تا بتوانند بهتر و در مراحل بعدی، تندتر راه بروند. همچنین انجام حركات تكرارشونده باعث شد نواحی مختلف مغز آنها فعال شود.

محققان انتظار داشتند بیشترین میزان فعالیت را در قشر مخ ببینند كه مهارت‌های حركتی را كنترل می‌كند، اما در عوض بیشترین فعالیت در ناحیه زیر قشری دیده شد كه در راه رفتن، نقش اندكی دارد. البته دكتر اندرو لوفت، سرپرست این تحقیق می‌گوید: شاید ما این ناحیه را دست‌كم گرفته بودیم!

از حدود نیمی از 71 نفری كه به واسطه برخی ناتوانی‌های حركتی مورد مطالعه قرار گرفتند، خواسته شد تا روی یك دستگاه تردمیل سه بار در هفته، با سرعتی ملایم برای بیش از 40 دقیقه راه بروند، بقیه این افراد هم برای مدت مشابهی به انجام حركات كششی مشغول شدند.

تمام این افراد از نظر سرعت و ظرفیت تنفسی ابتدا و شش ماه بعد از ورزش‌ها مورد آزمایش قرار گرفتند سرعت گروه پیاده‌روها 51درصد افزایش یافت و این در حالی بود كه پیشرفت گروه ورزش‌های كششی، فقط 11درصد بود. همچنین تناسب اندام گروه پیاده‌روها افزایش یافت و ظرفیت تنفسی آنها حدود 18 درصد بهتر شد درحالی‌كه تناسب اندام گروه ورزش‌های كششی مقدار كمی كاهش یافت.

عكس‌های رزونانس مغناطیسی، فعالیت شدیدتری را در ناحیه زیرقشری گروه پیاده‌رو نشان داد كه باعث تعجب محققان شد. لوفت، پروفسور توانبخشی اعصاب در دانشگاه زوریخ در سوئیس می‌گوید: ما متوجه شدیم كه احتمال وقوع این تغییرات، نه تنها در لایه‌های سطحی مغز، بلكه در سطوح عمیق‌تر آن نیز وجود دارد.دكتر دنیل هانلی،   دستیار این مطالعه می‌گوید: حركت تكرارشونده‌ای كه به‌طور نمونه در هر جلسه فیزیوتراپی تكرار می‌شود، بسیار آهسته است. ما حركات تكراری زیادی را برای هر كدام از پاها انجام می‌دهیم چراكه فكر می‌كنیم این كار با تغییرات مغزی مرتبط است.

محققان معتقدند مغز حتی راه رفتن را دوباره یاد می‌گیرد یا خود را دوباره برنامه‌ریزی می‌كند تا نواحی آسیب‌دیده بر اثر سكته را  دوباره معالجه كند.

نوشته شده توسط منصور ساعت 10:14 ب.ظ موضوع مطلب :‌ علمی ,

ویرایش شده در - و ساعت -

لینك ثابت | نظرات ()

چهارشنبه 29 آبان 1387
خـــالی بنـــدی مطلقا ممنــــوع !!
خـــالی بنـــدی مطلقا ممنــــوع !!

گروه اینترنتی پرشین استار | www.Persian-Star.org


نمی دونم شما تا حالا در مورد واژه خالی بندی فكر كردین كه ممكنه سابقه ی دیرینه ای هم واس خودش داشته باشه؟
این روزها عبارت خالی بندی به معنی دروغ گرفتن و لاف زدن رایج شده است اما پیشینه این واژه به دهها سال پیش یعنی زمان سلطنت رضا شاه بر می گردد ! نقل می کنند که در زمان رضاشاه بدلیل کمبود اسلحه، بعضی از پاسبانهایی که گشت می دادند فقط غلاف خالی اسلحه یعنی همان جلدی که اسلحه در آن قرار می گیرد را روی کمرشان می بستند و در واقع اسلحه ای در کار نبود. دزدها و شبگردها وقتی متوجه این قضیه شدند برای اینكه همدیگر را مطلع كنند به هم میگفتند که طرف "خالی بسته" و منظورشون این بود که فلان پاسبان اسلحه ندارد و غلاف خالی اسلحه را دور کمرش بسته به این معنی كه در واقع برای ترساندن ما بلوف می زند که اسلحه دارد و روی همین اصل بود که واژه خالی بندی رواج پیدا کرد. ولی این واژه هیچ ارتباطی به دروغگویی و لاف زدن به صراحت زمان حاضر نداشت. حالا چرا در این چند دهه ی اخیر این واژه متداول شده و همچنان هم رو به تزاید است مشخص نیست ولی شاید باید آن را به حساب شیوایی بیش از حد زبان فارسی و غیر منتظره بودن اعمال ما ایرانی ها گذاشت که خیلی از کارهامون از روی یك روش منطقی و نشات گرفته از یك اعتقاد راسخ نیست بلكه احساسی، الگویی و متاسفانه قابلیت جوگیر! شدن هم هست. البته شاید هم در دوران گذشته نیازی به کاربرد این کلمه به تعبیر فعلی نبوده چون هیچوقت جامعه ما این همه خالی بند نداشته است!
 

ادامه مطلب
نوشته شده توسط منصور ساعت 09:47 ب.ظ موضوع مطلب :‌ نکات جالب ,

ویرایش شده در - و ساعت -

لینك ثابت | نظرات ()

چهارشنبه 29 آبان 1387
.:: كراك (Crack) و راه های شناخت این افیون مخرب چیست؟ ::.

.:: كراك (Crack) و راه های شناخت این افیون مخرب چیست؟ ::.

كراك (Crack) ماده ایست محرك كه از تصفیه كوكائین به دست میاد و به اشكال مختلف مصرف میشود اما کراکی که در ایران وجود دارد از مشتقات هروئین است! البته در صورتی که بصورت علمی تولید شود! كراك ماده‌ای بی‌بوست، و مصرف آن خیلی راحت تر از تریاك و یا هروئین است.

گروه اینترنتی پرشین استار | www.Persian-Star.org


اثرات مخرب مصرف كراك :

اعتیاد به كراك باعث از بین رفتن درد، استرس، اضطراب و احساس سرخوشى و همینطور تحرك زیاد میشود؛ افرادی كه به این ماده اعتیاد پیدا میكنند بعد از مدتی اثرات كراك در آنها همچنین اثرات دیگری كه مصرف بلند مدت این ماده بجا میگذارد اینهاست:

از بین رفتن اشتها، كاهش شدید وزن، شكنندگى پوست، پیرى زودرس، افزایش فشار خون و ترشح هیستامین كه باعث خارش در فرد میشه، كراك شدیدا باعث خواب آلودگی یا به قول معروف "چرت" میشود؛ مصرف این ماده اگر بصورت كوتاه مدت ولی مداوم باشد اثرات مخرب جبران ناپذیری روی بدن فرد مصرف كننده میگذارد مثل : عفونت اعضای داخلی بدن، پوسیدگی دندانها، سرطان حنجره و ریه و نابودی كبد.

بطور كلی تمام اجزائیكه تحت تاثیر مستقیم كراك هستند ذره ذره نابود شده و می پوسند ؛ در بعضی افراد معتاد به كراك، عفونت به حدی است كه اجزای بدنشان از هم جدا می شود و گوشت بدن دچار عفونت می گردد و به قول معروف "كرم" میزند؛ حتما شنیده اید بعضی از معتادین به كراك وقتی میمیرند آنها را غسل نمیدهند چون هنگام شستشو اجزای بدنشان از هم جدا میشود ؛ نمیدانم این مساله تا چه حد درست است اما شنیده ام مصرف چهار روز كراك باعث مى‌شود كه تاثیراتش به مدت چند سال در بدن باقى بماند و موجب اختلالات حركتی و تضعیف حس بینایى و لامسه بشود.
 

گروه اینترنتی پرشین استار | www.Persian-Star.org


اثرات كوتاه مدت مصرف کراک :
معمولا بعد از مصرف كراك، احساس افزایش انرژی و سرخوشی زیاد به انسان دست میدهد، ضربان قلب بالا میرود، درجه حرارت بدن زیاد میشود، فشار خون افزایش پیدا میكند، همینطور رنگ پریدگی، كاهش شدید اشتها و لرزش به خصوص در دست ها بوجود میاید، اما این ماده تاثیر خیلی بدی روی چشمها دارد تا جائیكه در بعضی موارد به انحراف مردمك یا "لوچی كاذب" منجر میشود.

اثرات دراز مدت مصرف کراک :
كاهش شدید وزن بدن، یبوست، بی خوابی شبانه، ضعف جنسی، رنگ پریدگی، تعریق شدید، سردرد، لرزش دست ها، پریدن عضلات، آب ریزش دائمی بینی، اضطراب و بیقراری شدید، گیجی، رفتار تهاجمی، افسردگی و حتی تمایل به خودكشی از اثرات بلند مدت مصرف این ماده است.
 

گروه اینترنتی پرشین استار | www.Persian-Star.org


تاثیر مصرف كراك روی فرد :
توجه داشته باشید كه مصرف حتی یک بار کراک اعتیاد آور است!
کراک بر خلاف هروئین، تریاک، حشیش و… بدون بو می باشد و مصرف آن خیلی ساده است و به وسایل زیادی نیاز ندارد و در طی چند دقیقه قابل مصرف است! بنابر این جاسازی آن خیلی ساده است و پیدا كردن آن برای خانواده‌ها چندان راحت نیست؛ چیزی شبیه یه تکه گچ از دیوار کنده ‌شده كه توجه هیچکس را بخود جلب نمی‌كند!

نشانه های فرد معتاد به کراک :
بعد از تمام شدن آثار نشئگی اثرات زیر ظاهر میشود :
نگرانی و بیقراری شدید برای تهیه دوباره كراك، سر درد وافسردگی شدید، از بین رفتن شدید انرژی بدنی و بی اشتهایی، داشتن حس نفرت نسبت به خود

عوارض اجتماعی مصرف کراک
:
معمولا افراد معتاد (به هر نوع ماده مخدر)، مواد را از راههای خلاف تهیه میكنند اما دراین مورد (مصرف كراك) فرد به دلیل توهمات زیاد و حالت هذیانی، حتی دست به كارهایی مثل دزدی و گدایی میزند و بكلی گذشته اش را فراموش میكند در حالی كه ممكن است فردی بسیار آبرومند و متشخص بوده باشد !!!

نوشته شده توسط منصور ساعت 09:35 ب.ظ موضوع مطلب :‌ علمی ,

ویرایش شده در - و ساعت -

لینك ثابت | نظرات ()

چهارشنبه 29 آبان 1387
دلایل كمر درد و موارد پیشگیری از آن

.:: دلایل كمر درد و موارد پیشگیری از آن ::.

گروه اینترنتی پرشین استار | www.Persian-Star.org

تحقیقات نشان می دهد كه تحرك و فعالیت جسمی باعث كاهش تنش ها و استرس ها می شود. در مجموع ورزش یكی از بهترین روش ها برای جوان ماندن و حفظ تندرستی است.
راه رفتن، نشستن، ایستادن، بلند شدن، خم شدن، كار كردن، بازی كردن و خوابیدن در انسان ها با کمک گرفتن از کمر عملی می شود و باید دانست که کمردرد به سراغ هرکسی می رود. مردان، زنان، كارمندان، كارگران و سایرین از این نظر با هم تفاوتی ندارند. دانشمندان می گویند که پیشگیری از آسیب های كمر به مراتب آسان تر از معالجه آنهاست، زیرا كمر دارای سیستمی بسیار پیچیده است که شامل بخش های زیر می شود:

ستون مهره ها : كه ۳۳ استخوان (مهره) دارد، ۴۲ استخوان بالایی به وسیله ی دیسك هایی كه نقش بالشتك دارند، از هم جدا می شود و این استخوان ها توسط ۱۱۸ مفصل بهم متصل می شوند. طول و ۵/۲ سانتیمتر کلفتی دارد. تمام فعالیت هایی كه پایین تر از سطح گردن اتفاق می افتد دستوراتش از نخاع می گذرد.

اعصاب : ۳۱ جفت عصب از نخاع می گذرد. این اعصاب اطلاعات و دستورات را از مغز به سایر قسمتهای بدن منتقل می كنند.

ماهیچه ها : در این منطقه ۴۰۰ ماهیچه وجود دارد كه باعث حركت در تمامی جهات می شوند.

دلایل کمردرد اتفاقات مختلفی ممكن است باعث ناراحتی كمر شما شود :

پیچ خوردگی یا خستگی : ممكن است بر روی نخاع و ماهیچه های قسمت بالایی یا پایینی كمر تاثیر بگذارد.

شكستگی مهره : ممكن است باعث صدمه به نخاع شود. این مسئله می تواند باعث از بین رفتن حركت، حس و كارایی نقاط پایین تر شود.

در رفتگی یا پارگی دیسك : پارگی دیسك نیز می تواند باعث فشار بر روی عصب شود. این فشار به نوبه خود موجب درد در قسمت پایینی كمر و پاها می شود.

جراحت یا بیماری : مثلا عفونت یا التهاب مفاصل ممكن است باعث تضعیف این ناحیه شوند و در نتیجه سبب پیچ خوردگی، شكستگی یا پارگی دیسك شود. در مجموع وضعیت بد جسمی باعث می شود كه كمر شما آسیب پذیر شود. حالت ناجور بدن مثل قوز كردن، روی یك پا تكیه كردن، خم شدن به جلو و غیره منجر به افزایش انحنای ستون مهره ها به سمت جلو و قسمت پایین پشت می شود.

ورزش نكردن : بیشتر كمر دردها (به عقیده عده ای از متخصصان تا ۸۰ درصد) به علت ورزش نكردن است. ماهیچه های ضعیف شكم و كمر به خوبی نمی توانند ستون مهره ها را نگهداری كنند. این مسئله به نوبه ی خود بر روی حالت ایستادن تاثیر می گذارد.

چاقی : بزرگی شكم باعث كشیدگی دائمی ماهیچه های كمر به سمت جلو می شود. این كشش باعث تضعیف ماهیچه های شكم و در نتیجه مشكلات و دردهای كمری می شود. بسیاری از مردم تصور می كنند كه كاهش فعالیت های فیزیكی از پیامدهای اجتناب ناپذیر بالا رفتن سن است. اما كارشناسان شورای تناسب فیزیكی و ورزش در آمریكا در این باره می گویند اگر شما هم اینطور تصور می كنید، باید فكر خود را تغییر دهید.

اگر چه فاكتورهای بسیاری برای كنترل توانایی بدن وجود دارد اما آنچه كه بیشتر باعث تحلیل رفتن قوای جسمی با افزایش سن می شود، داشتن نوع زندگی ساكن و بی تحرك در گذشته است. ورزش كردن، از بدن در برابر ابتلا به بیماری های قلبی و سایر امراض مزمن از قبیل دیابت بزرگسالی، آرتروز، افزایش فشار خون، سرطان های مهم، پوكی استخوان و افسردگی محافظت می كند. تحقیقات نشان می دهد كه تحرك و فعالیت جسمی باعث كاهش تنش ها و استرس ها می شود. در مجموع ورزش یكی از بهترین روش ها برای جوان ماندن و حفظ تندرستی است. با توجه به مطالعات محققین دانشگاه کالیفرنیا وجود بار سنگین روی شانه های می تواند باعث درد کمر شود. مطالعه فوق روی ۳۵۰۰ دانش آموز ۱۱ تا ۱۵ ساله در چهار مدرسه انجام شده است. محققین کوله پشتی دانش آموزان را وزن کرده و از اینکه به چه میزان از کوله پشتی خود استفاده می کنند و از وجود درد و یا میزان آن سئوال کرده اند. بیشتر دانش آموزان اظهار داشتند که حداقل کمی از کوله پشتی خود احساس ناراحتی می کنند. ۶۴ درصد آنها ذکر کرده اند که بعضی از اوقات کمردرد دارند. ۴۰ درصد دانش آموزان در هنگام استفاده از کوله پشتی احساس درد می کردند. در دانش آموزانی که از درد شکایت داشتند ۹۰ درصد آنان میزان درد را زیاد یا خیلی زیاد ذکر کرده اند. در دانش آموزانی که اظهار کمردرد کرده اند ۲۱ درصد آنان ذکر کرده اند که درد آنان بیش از ۶ ماه طول کشیده است. حدود ۱۶ درصد آنان از مدرسه، کلاس ورزش یا ورزش های بعد از مدرسه به علت درد غیبت داشته اند و تقریبا ۱۷ درصد بعلت کمردرد به پزشک مراجعه کرده اند. اکثریت دانش آموزان ذکر کرده اند که کمردرد در آنان چندین بار تکرار شده است.

منبع : سایت پزشکان بدون مرز

نوشته شده توسط منصور ساعت 09:33 ب.ظ موضوع مطلب :‌ علمی ,

ویرایش شده در چهارشنبه 29 آبان 1387 و ساعت 09:39 ب.ظ

لینك ثابت | نظرات ()

چهارشنبه 29 آبان 1387
مشکلات زندگی

مشکلات زندگی

استادی د ر شروع کلاس درس، لیوانی پر از آب را به دست گرفت. آن را بالا گرفت که همه ببینند. بعد از شاگردان پرسید : به نظر شما وزن این لیوان چقدر است؟
شاگردان جواب دادند تقریبا 50 گرم.
استاد گفت : من هم بدون وزن کردن، نمی دانم دقیقا“ وزنش چقدراست .
اما سوال من این است : اگر من این لیوان آب را چند دقیقه همین طور نگه دارم، چه اتفاقی خواهد افتاد؟
شاگردان گفتند : هیچ اتفاقی نمی افتد.
استاد پرسید خوب، اگر یک ساعت همین طور نگه دارم، چه اتفاقی می افتد؟
یکی از شاگردان گفت : دست تان کم کم درد میگیرد.
استاد گفت : حق با توست. حالا اگر یک روز تمام آن را نگه دارم چه؟
شاگرد دیگری جسورانه گفت : دست تان بی حس می شود عضلاتتان به شدت تحت فشار قرار میگیرند و فلج می شوند و مطمئنا“ کارتان به بیمارستان خواهد کشید و از این حرف همه شاگردان خندیدند .
استاد گفت : خیلی خوب است. ولی آیا در این مدت وزن لیوان تغییرکرده است؟
شاگردان جواب دادند : نه پس چه چیز باعث درد و فشار روی عضلات می شود؟ در عوض من چه باید بکنم؟
شاگردان گیج شدند! یکی از آنها گفت : لیوان را زمین بگذارید.
استاد گفت : دقیقا“ مشکلات زندگی هم مثل همین است اگر آنها را چند دقیقه در ذهن تان نگه دارید اشکالی ندارد.
اما اگر مدت طولانی تری به آنها فکر کنید، اعصابتان به درد خواهند آمد، اگر بیشتر از حد نگه شان دارید، فلج تان می کنند و دیگر قادر به انجام کاری نخواهید بود.
فکرکردن به مشکلات زندگی مهم است. اما مهم تر آن است که درپایان هر روز و پیش از خواب، آنها را زمین بگذارید! به این ترتیب تحت فشار قرار نمی گیرند هر روز صبح سرحال و قوی بیدار می شوید و قادر خواهید بود از عهده هر مسئله و چالشی که برایتان پیش می آید ،برآیید ...
 

دوست من، یادت باشد که لیوان آب را همین امروز زمین بگذاری. زندگی همین است ...

نوشته شده توسط منصور ساعت 09:25 ب.ظ موضوع مطلب :‌ داستان و احادیث ,

ویرایش شده در - و ساعت -

لینك ثابت | نظرات ()

سه شنبه 28 آبان 1387
اینم زشت ترین مرد دنیا

اینم زشت ترین مرد دنیا

خوزه مستره مرد ۵۱ ساله اسپانیایی هنگامی که سن و سال زیادی نداشت یک غده کوچک در روی لبش سبز شد.خوزه وقتی به دکتر رفت به تقاضای جراحی غده از سوی دکترش، پاسخ منفی داد.

وی که عضو انجمن شاهدان یهوه (یهودا) است بر اساس اعتقادات دینی اش خونرسانی از طریق دهان یا سایر بخشهای بدن به بیماران را دخالت در کار خدا می داند!

خانواده مستره که ۳۰ سال قبل به این درد دچار شده است نیز از اعضای بسیار مقید انجمن شاهدان یهوه هستند. وی با وجود اصرارهای همسایگان مبنی بر مراجعه به پزشک و انجام جراحی، از آن سرباز زد.به تدریج غده به صورت وحشتناکی شروع به رشد کرد و ابتدا دهان و سپس بینی اش را مسدود کرد.بعد از مدتی هم، غده به حدی پیشرفت کرد که وی کور شد.

مستره که با خونریزی نامنظم روی صورتش، چهره بسیار ترسناکی گرفته بود خودش نیز دچار ترس و وحشت شد و از پزشکان آلمانی کمک خواست. اما پزشکان آلمانی گفتند بدون تزریق خون نمی توانند او را عمل کنند.

اما خوزه این بار با اصرار خانواده اش مبنی بر پایبندی به آداب انجمن دینی شان، از قبول عمل سرباز زد!

در نهایت خوزه که با واسطه کانال تلویزیونی دیسکاوری به انگلستان آورده شده بود از سوی دو پزشک بریتانیایی معاینه شد. دکترها دوباره بر جراحی غده روی صورت خوزه که بالغ بر پنج کیلو شده بود اصرار کردند.

این بار هم خوزه با تزریق خون به بدنش مخالفت کرد!

این بار خواهر او که همراهش به انگلستان آمده بود به این تصمیم خوزه اعتراض کرد و خواستار قبول شرایط دکتر شد.

خوزه مستره؛ یک پیرو متعصب گروه شاهدان یهوه که بخاطر اعتقاد به حرام بودن جراحی منجر به خونریزی، بینایی چشمان خود را از دست داده بود و چهره اش به طرز بسیار وحشتناکی دفرمه شده بود سرانجام به جراحی بدون خونریزی رضایت داد !!

 

http://www.iranalive.org/ http://www.iranalive.org/

نوشته شده توسط منصور ساعت 09:43 ب.ظ موضوع مطلب :‌ نکات جالب ,

ویرایش شده در - و ساعت -

لینك ثابت | نظرات ()

یکشنبه 26 آبان 1387
توصیه هایی برای خرید عطر

توصیه هایی برای خرید عطر

وقتی در یك فروشگاه در مقابل قفسه‌هایی پر از عطرهای گوناگون قرار می‌گیریم، برای بیشتر ما دشوار است كه عطر و ادوكلن مورد علاقه خود را از میان رایحه‌ها و مارك‌های گوناگون انتخاب كنیم. در این شرایط است كه به فكر عطرهایی كه دوست و آشنا توصیه كرده‌اند، می‌افتیم و یكی از آنها را از فروشنده می‌خواهیم.
فرق بین عطر، ادوكلن و محصولاتی از این دست، در غلظت عصاره غنی سازنده آن بوهای خوش است. هر قدر عصاره روغنی خوشبو در یك محصول بیشتر باشد ماندگاری آن محصول بیشتر است. اگر شما پوستی چرب داشته باشید، ماندگاری عطر روی بدن شما بیش از افرادی است كه پوست خشكی دارند، زیرا پوست چرب به‌طور طبیعی مرطوب است و رطوبت موجب نگهداری و ماندگاری بوی عطر می‌شود.
برای اینكه بوی عطر مدت بیشتری ماندگار باشد، عطر را به پشت گوش‌ها و گردن خود بزنید و مقدار اندكی را نیز روی پوست بدنتان استفاده كنید. سازندگان عطرها به تمام عطرها الكل اضافه می‌كنند، چون الكل از سطح پوست تبخیر شده و بنابراین بوی عطر از بدن شما در فضا پراكنده می‌شوند.
شاید نام "ژل حمام" را شنیده باشید. ژل حمام همان صابون است كه شما می‌توانید هنگام حمام‌كردن با آن بدنتان را بشویید. خانم‌ها و آقایان، هر دو می‌توانند از این محصولات استفاده كنند. ژل حمام به خوبی كف می‌كند و اگر بدنتان را آب بشویید، بوی مطبوعی روی پوست شما به جای خواهد گذاشت.
بهتر است چند اسپری از عطر روی پوست خود بزنید تا ماندگاری آن افزایش یابد. فراموش نكنید باید بعد از چند ساعت عطر و ادوكلن خود را تجدید كنید. عطر را به بدنتان بزنید نه به لباستان، چون ممكن است لباستان را لك كند. هنگام خرید عطر اجازه دهید، بوی عطر نمونه ۱۰ دقیقه روی پوستتان باقی بماند و سپس درباره خرید آن تصمیم بگیرید. چند عطر را با هم امتحان نكنید چون حس بویایی شما پس از امتحان بوی چند عطر (رایحه) مختلف، دیگر توانایی تشخیص را نخواهد داشت.

نوشته شده توسط منصور ساعت 05:14 ب.ظ موضوع مطلب :‌ نکات جالب ,

ویرایش شده در - و ساعت -

لینك ثابت | نظرات ()

یکشنبه 26 آبان 1387
ما همه‌ آفتابگردانیم‌

شقایق کویر زرند

گل‌ آفتابگردان‌ رو به‌ نور می‌چرخد و آدمی‌ رو به‌ خدا. ما همه‌ آفتابگردانیم. اگر آفتابگردان‌ به‌ خاك‌ خیره‌ شود و به‌ تیرگی، دیگر آفتابگردان‌ نیست. آفتابگردان‌ كاشف‌ معدن‌ صبح‌ است‌ و با سیاهی‌ نسبت‌ ندارد.

اینها را گل‌ آفتابگردان‌ به‌ من‌ گفت‌ و من‌ تماشایش‌ می‌كردم‌ كه‌ خورشید كوچكی‌ بود در زمین‌ و هر گلبرگش‌ شعله‌ای‌ بود و دایره‌ای‌ داغ‌ در دلش‌ می‌سوخت.

آفتابگردان‌ به‌ من‌ گفت: وقتی‌ دهقان‌ بذر آفتابگردان‌ را می‌كارد، مطمئن‌ است‌ كه‌ او خورشید را پیدا خواهد كرد.

آفتابگردان‌ هیچ‌ وقت‌ چیزی‌ را با خورشید اشتباه‌ نمی‌گیرد؛ اما انسان‌ همه‌ چیز را با خدا اشتباه‌ می‌گیرد.

آفتابگردان‌ راهش‌ را بلد است‌ و كارش‌ را می‌داند. او جز دوست‌ داشتن‌ آفتاب‌ و فهمیدن‌ خورشید، كاری‌ ندارد. او همه‌ زندگی‌اش‌ را وقف‌ نور می‌كند، در نور به‌ دنیا می‌آید و در نور می‌میرد. نور می‌خورد و نور می‌زاید.

دلخوشی‌ آفتابگردان‌ تنها آفتاب‌ است. آفتابگردان‌ با آفتاب‌ آمیخته‌ است‌ و انسان‌ با خدا. بدون‌ آفتاب، آفتابگردان‌ می‌میرد؛ بدون‌ خدا، انسان.

آفتابگردان‌ گفت: روزی‌ كه‌ آفتابگردان‌ به‌ آفتاب‌ بپیوندد، دیگر آفتابگردانی‌ نخواهد ماند و روزی‌ كه‌ تو به‌ خدا برسی، دیگر «تویی» نمی‌ماند. و گفت‌ من‌ فاصله‌هایم‌ را با نور پر می‌كنم، تو فاصله‌ها را چگونه‌ پُر می‌كنی؟ آفتابگردان‌ این‌ را گفت‌ و خاموش‌ شد.

گفت‌وگوی‌ من‌ و آفتابگردان‌ ناتمام‌ ماند. زیرا كه‌ او در آفتاب‌ غرق‌ شده‌ بود