پیغام مدیر : به شما كاربر گرامی سلام عرض می كنم . امیدوارم در این وب دقایقی خوبی را سپری كنید . برای آگاهی از امكانات این وب خواهشمندم كه تا آخر صفحه این وبلاگ را مشاهده نماییدما را از نقطه نظرات سازنده خود آگاه نموده تا بتوانیم موثرتر باشیم .
بازدید های امروز :
بازدید های دیروز :
كل بازدیدها :
كل مطالب :
كل نظرات :
ایجاد صفحه : - ثانیه

یکشنبه:
یا ذالجلال و الاکرام
دوشنبه:
یا
قاضی الحاجات
سه شنبه:
یا ارحم
الراحمین
چهارشنبه:
یا حی یا قیوم
پنجشنبه:
لااله الاالله الملک الحق المبین
جمعه:
اللهم صل علی محمد و ال محمد
ساقی: گروه معارف اسلامی دانشگاه آزاد اسلامی واحد زرند
◊ فواید دعا برای فرج امام زمان (عج )
◊ چطور کودکمان را از مکیدن انگشت باز داریم؟
◊ تناسب اندام بدون رعایت رژیم های سخت
◊ رحلت پیامبر اسلام(ص) و امام حسن مجتبی(ع) و امام رضا (ع) تسلیت باد
◊ دهه مبارک فجر انقلاب اسلامی بر همه کفرستیزان تبریک و تهنیت باد
◊ اربعین حسینی، جویبار همیشه جاری
◊ تداخل سمت چپ و راست مغز در تشخیص رنگ ها
◊ هر اتفاقی می افتد به نفع ماست
◊ چطور تنبلی را از خودمان دور کنیم؟
◊ اصول دوستیابی، رهبری مؤثر و نفوذ بر دیگران
◊ در مورد قیام «مختار ثقفی» جدّیترین خونخواه امام حسین (ع)
◊ نکاتی مهم درباره ارتباط با دوستان
◊ بایدها و نبایدهای سه گانه در زندگی
◊ تفسیر الگوساز تاسوعا و عاشورای حسینی
◊ پاسخ هاى دندان شكن حضرت مسلم (علیه السلام)

پنیر

كمبود مواد سفیده اى ، چربى ، املاح معدنى
و ویتامین هاى مختلف را با خوردن پنیر تاءمین كنید
تاریخچه اى از پنیر
تاریخ پنیر به عهد عتیق مى رسد و این موضوع محقق است كه كشف پنیر به دنبال اهلى كردن چهار پایان شیرده مثل بز، شتر یا گاومیش صورت گرفته است . در مناطقى بین آسیا و اروپا و هم چنین در تبت و ایران شیر را هنوز هم مثل عهد قدیم تخمیر مى كنند و از آن ماست و پنیر درست مى كنند. در قدیم انسان وقتى دوشیدن شیر را یاد گرفت و به حكم اتفاق انعقاد شیر را دید از آن چیزهاى مختلفى ساخت كه یكى پنیر است . مى گویند اولین مایه پنیر از شیره درخت انجیر به دست آمد و انسانهاى قدیمى بعد از آن كه برگهاى درختان انجیر را در شیر مى انداختند تا شیر ببندد آن را روى سنگ مى ریختند و پس از این كه سفت مى شد، براى این كه آب آن كاملا گرفته شود، سنگ دیگرى روى آن مى گذاشتند. بعدها انسان یاد گرفت كه از شكم حیوانات شیرخوار، مخصوصا خرگوشهاى وحشى ، مایه پنیر را به دست آورد و وقتى پنیر ساخته شد آن را در آفتاب خشك كند و نمك بزند و در لاى برگ درختان بپیچد و آن را براى روزها و ماههاى آینده مورد استفاده قرار دهد.
ساختن پنیر به صورت صنعتى در آغاز قرن بیستم شروع شد و آن زمانى بود كه پاستور دانشمند معروف فرانسوى اكتشافات خود را درباره تخمیر شیرى آغاز كرد. از آن زمان بود كه علم و دانش دست به كار شد تا پنیرهایى بسازد كه از جهتى بهداشتى باشد و حداكثر بهره بردارى از صنعت پنیر سازى به دست آید.
خواص غذایى پنیر هم از زمانهایى بسیار قدیم شناخته شده بود. چنانكه هرودوت ، پدر تاریخ ، مى نویسد كه سربازان داریوش غذاى ملى داشتند كه عبارت بود از نان و پنیر با بولاغ اوتى یا شاهى آبى كه در چشمه سارها مى رویید و این سربازان با این غذا از قدرت و نیرومندى كاملى برخوردار بودند. رومیان قدیم پنیر را در آخر غذا، آن هم با شراب مخصوصى مى خوردند و عقیده داشتند كه هضم غذا را آسان مى كند.
((بلانش دوناوار)) زن هنرى چهارم در مداركى كه درباره پنیر خود باقى گذاشته شده است تصریح مى كند كه در آن زمان دویست نوع مختلف پنیر در فرانسه ساخته مى شد. در سال 1922 شیرینى سازان فرانسه نان شیرینى مخصوصى از پنیر درست كردند كه به نام ((تارت پنیر)) معروف بود و موفقیت زیادى پیدا كرد و همه جا مشهور شد زیرا پنیر برعكس خامه و كره مدت زیادى مى ماند.
((تالیران )) سیاست مدار معروف فرانسه پنیر را ((بهترین غذا)) مى دانست . ((بریا ساوارن )) بزرگترین غذاشناس فرانسوى جمله معروفى درباره پنیر دارد كه مى گوید: ((یك دسر بدون پنیر زنى زیبا است كه یك چشم دارد)) كلمه پنیر در فرانسه از كلمه لاتینى ظرف پنیر گرفته شده است كه پنیر در آن ظرف شكل مى گیرد و بوجود مى آید.
در یونان قدیم پنیر یكى از غذاهاى مقوى بود و هومر در آثار خود از پنیر نیز صحبت مى كند كه وقتى ماگوئون از شانه راست مجروح شد ((نستور)) به او دستور داد كه پنیر بز را تا شفا یابد.
تا قرن پنجم میلادى پنیر با نان كامل و انجیر غذاى پهلوانان یونان بود و امروز هم پنیر اهمیت خود را حفظ كرده و از نظر مواد غذایى با گوشت كوس همسرى و رقابت مى زند.
ارزش غذایى پنیر
پنیر غذاى پروتئین دار كاملى است و كاملا مى تواند جاى گوشت را بگیرد. به همین جهت گیاهخواران كه گوشت نمى خورند به جاى آن پنیر مصرف مى كنند. پنیر به استثناى لاكتوز، موادى دارد كه در شیر موجود است مثل مواد سفیده اى (پروتئینها)، مواد چربى ، ویتامین مخصوصا ویتامینهاى ((آ)) و ((ب )) و ((ب 2)) و ((پ پ )) و (اسید پانتوتتیك ) و املاح معدنى مخصوصا كلسیم و فسفر به مقدار قابل توجه .
پنیر بر شیر این مزیت را دارد كه زودتر هضم مى شود. به استثناى پنیرهاى خیلى چرب و یا خیلى تخمیر شده ، پنیر بطور كلى براى همه قابل هضم است حتى كسانى كه شیر را نمى توانند هضم كنند پنیر را به خوبى هضم مى كنند.
دیر یا زود هضم شدن پنیر بستگى به طرز تهیه و ساختن آن دارد. در فرانسه چهار درصد نوع پنیر مختلف درست مى كنند. پنیر از غذاهاى پر كالرى است ، چنان كه حساب كرده اند صد گرم پنیر داراى پانصد كالرى است . پنیر غذایى است كه در حجم كم داراى مقدار زیادى چربى و مواد سفیده اى است .
مصرف پنیر براى چه كسانى مجاز است و تاءكید مى شود؟
بچه ها و اشخاص بزرگسال باید پنیر را بخورند زیرا پنیر داراى مقدار زیادى كلسیم و ویتامین عامل رشد است . شاید شما هم دیده اید كه بچه ها با میل زیادى پنیر مى خورند زیرا بدن آنها احتیاج با آن دارد.
اشخاصى كه كار فكرى مى كنند، كسانى كه در اثر كار زیاد خسته مى شوند و كسانى كه زود خسته مى شوند باید پنیر بخورند زیرا پنیر داراى فسفر است و فسفر غذایى مطلوب براى این دسته از اشخاص است .
كسانى كه بیمارى قند دیابت دارند باید پنیر بخورند زیرا پنیر مواد قندى ندارد. مادرانى كه بچه هاى خود را شیر مى دهند، خانمهاى باردار، كسانى كه از بستر بیمارى برخاسته و دوران نقاهت را مى گذرانند باید نوع پنیرى را كه زود هضم است انتخاب كرده و بخورند.
اشخاص چاق باید پنیر بى چربى بخورند.
پنیر براى ورزشكاران غذاى ایده آل و سالمى است .
چه كسانى نباید پنیر بخورند؟
كسانى كه چربى خون دارند، مبتلایان به ورم كبد و كیسه صفرا نباید پنیرهاى خیلى چرب را بخورند.
كسانى كه از معده و روده ناراحتى دارند، پنیرهاى خیلى كهنه نباید بخورند زیرا هضم آن ثقیل است و آنها نمى توانند تحمل كنند.
كسانى كه امراض قلبى دارند پنیر براى آنها ضرر دارد زیرا داراى نمك است و خوردن نمك براى آنها منع گردیده است .
پنیر را باید چگونه نگه داشت ؟
پنیرهاى تازه و بى نمك را مى توان در یخچال گذاشت و خیلى زود آن را مصرف كرد. پنیرهاى نمك دار را هم باید در یخچال گذاشت . در زمان حاضر پنیر را در قوطیهاى مقوایى ، آهنى و پلاستیكى تهیه مى كنند كه باید آنها را در یخچال حفظ كرد.
پنیرهاى سفت و سفید كه در ایران مصرف آن معمول است در آب نمك و در جاى خنك به خوبى حفظ مى شود. در قدیم وقتى مى خواستند اظهار فروتنى كنند و مهمانى را به غذایى ساده دعوت كنند مى گفتند نان و پنیرى داریم ولى امروز پنیر ارزش زیادى یافته و قیمت آن از گوشت هم بالا زده بطورى كه امروز دیگر نمى توانیم براى شكسته نفسى به میهمانان تعارف نان و پنیر بكنیم.

عنوان این قضیه این بود که کودکی به نام سجاد که پسر یکی از خانواده های صفوانی است ،در سن سه سالگی ،برای او در آن ایام که مصادف بود با ماه صفر 1426 قمری و ماه مارس 2005 میلادی حادثه ای رخ داده و آن حادثه این بوده که او از راه پله طبقه سوم ساختمان به سمت طبقه همکف سقوط کرده است .
و بعد از معاینه های متعدد پزشکی که در تعدادی از بیمارستان های مختلف صورت گرفت همه این را می گفتند که او سالم است و اتفاقی برای او نیفتاده است و همچنین خود کودک(سجاد) به مادرش گفت که برای او اتفاقی نیفتاده است و فقط آن لحظه ای که داشت سقوط میکرد(این حرف پسر بچه است و معمولا بچه ها دروغ نمی گویند) خانمی با لباس سبز رنگ که به او ام البنین(س) می گویند او را با لطافت گرفته و بروی زمین گذاشته و پس از آن هم رفته است
و از سوی شبکه راصد اخباری در مورد این قضیه تحقیق صورت گرفته تا واقعیت مشخص شود چون این تحقیق بصورت مستقیم از شواهد این قضیه صورت گرفته است.
این تحقیق همان طور که گفته شد از منابع اصلی گرفته شده که شامل مشاهده محل سقوط سجاد در خانه و دیدار با همه افراد خانواده اش که شاهد این قضیه بودند که ابتدا از سجاد و سپس مادرش و پدربزرگش و کسانی که از همان اول شاهد سقوط سجاد بودند که شامل برادر بزرگش حسین و عموی او به نام حسن که او را بعد از سقوط برداشت ، صورت گرفته است.این شبکه همچنین با راوی اول این قضیه بروی منبر امام حسین(ع) یعنی شیخ حسین خویلدی هم مصاحبه کرده است تا در مورد جانب دینی این قضیه ر بحث نماییم.
همچنین با یکی از پزشکانی که سجاد را معاینه کرده بود نیز مصاحبه کرده ایم.
شخص دیگری که با او در این باره بحث شده مداح اهل بیت(ع) نزار قطری می باشد که او قصیده معروف (انا ام البنین(ع) الفاقده اربع شباب)را خوانده است.
سی ساعت سرنوشت ساز و مهم در زندگی سجاد:
سجاد علی عبد الکریم االخلف 3ساله در خانواده ای زندگی می کند که پدرش علی عبد الکریم الخلف 31 سال دارد و او کارمند شرکت صودا در شهرک صنعتی الجبیل می باشد و مادرش خانم تهانی آل قریش (ام حسین) 27 سال دارد و او خانه دار است
و برادر بزرگترش حسین نیز 7 سال دارد و در کلاس اول ابتدائی در مدرسه علی بن ابی طالب شهر صفوی به تحصیل می پردازد و این خانواده درآپارتمان طبقه سوم ساختمانی در منطقه الخیاطیة شهر صفوی و زیر سایه بزرگ خانواده حاج عبد الکریم الخلف 59 ساله که او بازنشسته شرکت ارامکو میباشد،ساکن هستند.
در این ساختمان جز خانواده سجاد سه عموی او نیز سکونت دارند.
از منزل این خانواده در حالی دیدار کردیم که پدر بزرگ سجاد به گرمی خاصی از ما استقبال کرد و او به ما گفت که مردم از مناطق مختلفی برای دیدار با سجاد به خانه ما آمده اند.
خدا را شکر بر سلامت پسرمان سجاد که این از فضل خداوند و برکت اهل بیت(ع) و حضرت ام البنین(س) می باشد .پدر سجاد نیز در زمانی که ما برای تحقیقات به خانه او رفته بودیم در محل کارش بود و ما از طریق تلفن با او صحبت می کردیم، که می گفت:
پدرم در سخت ترین لحظات همراهم بود و درست آن زمانی که نا امیدی بر من غلبه کرده بود به من می گفت که:
نترس ای پسرم با رضایتی که من و مادرت از تو داریم،پسرت سجاد انشالله بزودی سلامتیش را کسب خواهد کرد.
و بعد از اینکه با پدربزرگ سجاد دیدار خوبی را داشتیم او به ما گفت که سجاد هنوز خواب است وتا وقتی که از خواب بیدار شود ما را به دیدن محل حادثه دعوت کرد و پس از آن ما را به سالن اصلی ساختمان برد و به ما از لحظه ای سجاد و حسین از آپارتمان خارج شدند تا لحظه ای که حادثه رخ داد توضیح داد
در آن لحظات بود که مادر سجاد بیدارشد و بعد از آن هم مادر سجاد، سجاد را بیدار کرد.
و وقتی که سجاد را بیدار کردند او گریه می کرد که چرا بیدارش کرده اند و عواملی چون محبت مادر و پدربزگش و رسیدن برادر بزرگتر او از مدرسه باعث شدند تا او آرام شود.
بعد از این مادر او شروع به تعریف قضیه کرد:
ساعت 1:30 ظهر روز دوشنبه مصادف با 11صفر و 21 مارس 2005 وقتی که سجاد داشت با برادر بزرگش حسین در راهروی تنگ جلوی آپارتمان توپ بازی می کرد ابیاتی را زمزمه می کردکه به آنها عشق می ورزید و در طول روز آنها را مدام تکرار می کرد و این ابیات مربوط به قصیده ای است که با صدای زیبای نزار القطری خوانده شده است که دفعات بسیار زیادی این قصیده از شبکه ماهواره ای الانوار پخش شد.
و این قصیده شامل ابیات حزینی است که زبانحال حضرت ام البنین(ع) زن دوم امیرالمومنین حضرت علی بن ابی طالب(ع) می باشند، را بیان کرده است و قالب این قصیده با لهجه عراقی سروده شده است که به عبارت زیر است:
(آنا أُم البنین الفاقدة أربع شباب** فدوة لتراب الحسین، فدوة لتراب الحسین) (من ام البنینی هستم که چهار جوان از دست داده ام همه شان فدای خاک پای حسین(ع) همه شان فدای خاک پای حسین(ع) )
و در حالی که توپ از طبقه سوم به طبقه همکف افتاد حسین رفت که توپ را بیاوردو این در حالی بود که او سجاد پس از رفتن برادرش به پایین خواست که حسین را از کنار راه پله ببیند .
در اینجا از حسین پرسیدیم که چه شد برادرت با وجود نرده در راه پله افتاد
و او به ما گفت که سجاد می خواست من را از بالا و از میان نرده و راه پله ببنید و او پسر کوچکی است و سپس بروی نرده سوار شد و این در حالی بود که او ابیات قصیده ام البنین (س) را زمزمه می کرد و تمام افراد موجود در ساختمان زمزمه او را می شنیدند.
و در لحظه ای که من به طبقه همکف رسیدم غافل گیر شدم!!چون من سجاد را دیدم که روی زمین در طبقه همکف خوابیده و این در حالی بود که من وقتی در طبقه سوم بودم او آنجا بود و چیزی که بیشتر مرا به تعجب واداشته بود افتادن او به صورتی بود که من احساس نکردم !
یکی از عمو های سجاد به نام حسن می گوید که من بر روی تختخواب خوابیده بودم و بین خواب و بیداری بودم که صدای سقوط کودکی مرا از جا بلند کرد و بعد به سرعت بلند شدم تا ببینم که چه اتفاقی افتاده است.
وقتی نگاهم به پایین راه پله افتاد دیدم که سجاد روی زمین دراز کشیده است و
حسین برادرش هم در حالی که نمی داند چه کند کنار او ایستاده است.
عموی سجاد در مورد حالت سجاد موقعی که روی زمین افتاده بود گفت:
سجاد را دیدم که روی زمین دراز کشیده و چشمان او بسته بودند و این امر تعجب مرا واداشت که چنانچه او از 3طبقه سقوط کرده است پس چرا یک قطره خون هم از او خارج نشده است و هیچ اثری از خون در محل حادثه نبود ! و بعد از اینکه حسین برادرش مرا دید خطاب به من فریاد زد که سجاد از بالا به پایین افتاده است.
و عموی سجاد درباره کارهایی می گوید که بعد از حادثه انجام داد:
بعد از اینکه چند دقیقه ای مبهوت مانده بودم و از این ترسیده بودم که او برایش اتفاقی افتاده باشد و چون از بالا به پایین افتاده بود توقع داشتم چند جای بدن او شکسته باشد و یا خونریزی مغزی کرده باشد.
او را برداشتم و به نزد مادرش بردم که هنوز در طبقه سوم بود.
مادر سجاد می گوید:
این صحنه را نمی توانم حتی در خیالم تصور کنم که ناگهان برادر شوهرم را دیدم
که سجاد در بین دستانش است و او خواب بود و چشمانش کمی هم باز بود و گمان کردم که سجاد یک روز هم زنده نمی ماند وو بعد از آن برادر شوهرم تعجب مرا واداشت که گفت سجاد از بالا به پایین افتاده است و باید او را به سرعت به بیمارستان ببریم.
مادر سجاد گفت:
با شوهرم تماس گرفتم تا از او اجازه بگیرم که به درمانگاه بروم و این در حالی بود که من در این باره حقیقت را نگفتم و به او گفتم که سجاد از پله افتاده و کمی زخمی شده است تا شوهرم که نزدیک محل کارش بود شوکه نشود.
پدر بزگ سجاد می گوید: به سرعت پسرم حسن آماده شد و به من گفت سجاد از بالا به پایین افتاده و باید او را به بیمارستان برسانیم.در آن لحظه بود که فهمیدم که صدای سقوط مربوط به چه چیزی بوده است و من خیال کرده بودم که صدا از جانب همسایه آمده است .بعد از آن به سرعت سجاد را به درمانگاه (سلامتک) رساندیم.
در درمانگاه ابتدا یک دکتر هندی او را معاینه کرد و دستور عکس برداری از سجاد را داد تا معلوم شود که آیا او شکستگی یا خونریزی دارد یا نه!و همچنین دکتر وقتی چشمان سجاد را مورد معاینه قرار داد گفت که علائم حیاتی در او وجود دارد و او عکس العمل نشان داده است و همچنین تعدادی دارو را برای سجاد تجویز کرد و دکتر به مادر سجاد گفت که پیش سجاد بروم چون ممکن است که او استفراغ کند.
مادر سجاد می گوید که وقتی می خواستم به سمت داروخانه بروم و دارو های سجاد را تهیه نمایم سجاد استفراغ کرد و به سرعت پیش دکتر رفتم و او به منگفت که سجاد را به سرعت به یک بیمارستان ببریم چون اشعه عادی (X Ray )چیزی مبنی بر اینکه سجاد اتفاقی برایش افتاده را نشان نمی دهد .
در بیمارستان و لحظات پر استرس و... فرج:
در همان لحظات بود که پدر سجاد از سرکار برگشت و به ماپیوست و برای ما تعریف کرد:
به سرعت به سمت شهر دمام و بیمارستان مواساة حرکت کردیم و در آنجا در قسمت اورژانس دکتر ها دور سر سجاد جمع شدند و او را معاینه می کردند
که یکی از آنها دکتر یسری بهنام مصری بود که جراح مغز و اعصاب در آن بیمارستان بود و دکتر دیگر عاهد مکحل عراقی بود ودر معاینه های اولیه گفته شد که در حادثه ای به این شکل اگر شخص نمیرد به صورت کامل فلج خواهد شد و زیاد انتظار نکشیدیم که عکس هایی که از سجاد گرفته بودند حاضر شد و آن این را نشان میداد که در قسمتی از جمجمه شکستگی وجود دارد و غیر از این هیچ شکستگی در روی بدن سجاد وجود نداشت.
بقیه در کلیک نمودن
امام علی(ع) فرمودند:
کَم مِن شَهوَةِ ساعَةٍ اَورَثَت حُزناً طَویلاً
چه بسیار خواهش های نفسانی لحظه ای ، که اندوه طولانی و درازی را در پی دارد
(جهادالنفس،ح93)
روزی لقمان به پسرش گفت امروز به تو 3 پند می دهم که کامروا شوی
اول اینکه سعی کن در زندگی بهترین غذای جهان را بخوری!
دوم اینکه در بهترین بستر و رختخواب جهان بخوابی
سوم اینکه در بهترین کاخها و خانه های جهان زندگی کنی
پسر لقمان گفت ای پدر ما یک خانواده بسیار فقیر هستیم چطور من می توانم این کارها را انجام دهم؟

لقمان جواب داد:
اگر کمی دیر تر و کمتر غذا بخوری هر غذایی که میخوری طعم بهترین غذای جهان را می دهد.
اگر بیشتر کار کنی و کمی دیرتر بخوابی در هر جا که خوابیده ای احساس می کنی بهنرین خوابگاه جهان است.
اگر با مردم دوستی کنی و در قلب آنها جای می گیری و آنوقت بهترین خانه های جهان مال توست.
حدیثی از امام علی علیه السلام :
چشم بسته قضاوت نکنیدو مردم را بدون دلیل
که از زبان دیگران شنیده اید بد نشمارید.
ندیده در شهادت ، نسنجیده در قضاوت،
نفهمیده در انتقاد ، وارد نشوید.

حضرت علی(علیه السلام)، ضمن چند روایت گونههای متعددی از فتنههای آخرالزمانی را بیان نموده اند و همانطور كه خواهیم دید، چهارمین یا پنجمین آنان را بدترین آنها خواندهاند: چهار فتنه رخ خواهد داد؛ در اولی خونریزی مباح میشود؛ در دومی خونریزی و غارت اموال؛ در سومی خونریزی، غارت اموال و تجاوز به نوامیس؛ چهارمی كه حتی اگر در سوراخ روباه پنهان شده باشی دچار آن فتنه خواهی شد.
________________________________________________
فتنههای آخرالزمان
حضرت علی(علیه السلام) از آغازین ایام حیات، در محضر رسول خدا((صلی الله علیه وآله وسلم)) بود و از دریای علم ایشان خوشه برمیچید. به تصریح آن امام همام، نبی خاتم((صلی الله علیه وآله وسلم)در لحظات آخرین زندگی پرخیر خویش، هزار دروازة علم را برای ایشان گشودند كه از هریك از آنها هزار در دیگر گشوده شد.1 بنابر شرایطی كه حضرت علی(ع) در آن میزیستند بیش از دیگر اهل بیت(ع) به تصویر و ترسیم آینده، گاه نزدیك و گاه دور پرداختند. از مشهورترین پیشگوییهای ایشان كه به سرعت، راستی آن بر مخاطبان عیان شد، ماجرای جنگ نهروان با خوارج بود كه فرمودند: «از شما كمتر از ده تن كشته خواهد شد و از ایشان كمتر از ده تن زنده خواهند ماند».2 این عبارت پیش از آغاز نبرد بیان شد و اندكی پس از خاتمة نبرد، شمارش شهدای سپاه و فراریان خوارج، حاضران را متحیر نمود. گاه نیز در روایات علوی صحبت از آیندة نه چندان دور است؛ برای نمونه از این دست میتوان به پیشگویی امیرمؤمنان(ع) دربارة حملة مغول به سرزمینهای اسلامی یاد كرد3 كه با استناد به همین روایت و با درایت و حزم خواجه نصیرالدین طوسی، جامعة شیعیان كمترین آسیب را در این فتنه متحمل شد.
یكی از پیشگوییهایی كه در لابهلای بیانات امیرمؤمنان، امام علی(ع) مطالب ارزنده و قابل توجهی دربارة آن میتوان یافت، مسئلة فتنههای آخرالزمانی است. دربارة موضوع فتنههای آخرالزمان، روایات متعددی از معصومان(ع) نقل شده كه در اینجا تنها به مرور روایات علوی اكتفا میكنیم و انشاءالله در فرصتی دیگر، باید به تفصیل دربارة آن سخن گفته شود.
معنای فتنه
فتنه را در لغت، به امتحان و آزمودن معنا كردهاند5. این واژه معمولاً دربارة آن دسته از امتحاناتی به كار برده میشود كه با تلخی و سختی همراه است6.
در قرآن كریم، این واژه علاوه بر این معنا،7 برای بستن راه و بازگرداندن از مسیر حق،8 شرك و كفر،9 افتادن در معاصی و نفاق،10 اشتباه گرفتن و تشخیص ندادن حق از باطل،11 گمراهی،12 كشتار و اسارت،13 تفرقه و اختلاف میان مردم14 و... به كار رفته است.
بقیه در کلیک کردن ادامه مطلب
1- چیزی بنوشید
برای شروع می توان از روزی یک لیوان قهوه، چای و یا نوشابه شروع کرد، اما توجه داشته باشید که میزان بیش از اندازه کافئین هم موجب می شود که شما اندکی عصبانی شوید و آب بدن را نیز تبخیر می کند. به جای آن می توانید از نوشابه های انرژی زا با الکترولیت اضافه استفاده کنید.
به علاوه باید در روز میزان کافی آب بنوشید. این عمل میزان آب بدن شما را تنظیم می کند، اشتهای کاذب به میان وعده های ناسالم را کاهش می هد و حس خواب آلودگی را نیز از میان می برد. اگر در یک نشست خسته کننده هستید و فقط باید سر خود را به منزله تایید تکان دهید، یک جرعه آب می تواند تمرکز از دست رفته شما را بار دیگر سر جایش بیاورد.
از این گذشته شما باید مصرف الکل را از نهار خود حذف کنید. نوشیدنیهای الکلی باعث افت آنی فشار خون می شوند که این امر باعث ایجاد خستگی و کسالت می شود. بهتر است نوشیدن چنین چیزهایی را متوقف كنید.
2- هر روز نهار میل کنید
بیشتر ما آنقدر سرمان شلوغ می شود که نمی توانیم هیچ زمانی را به نهار خوردن اختصاص دهیم و از مضرات آن نیز بی خبر هستیم و نمی دانیم که این کار باعث ایجاد کسالت و خواب آلودگی در ظهر می شود. شما لازم نیست که هر روز یک وعده غذای کامل با انواع و اقسام پیش غذاها را میل کنید، اما حداقل مطمئن شوید که یک چیز کوچکی می خورید. سعی کنید نهار را بر روی میز کار خود نخورید. حتی اگر 20 دقیقه هم شده به خودتان استراحت دهید و نهار را در جای دیگری میل کنید.
3- استراحت کوتاهی داشته باشید
بایستید و تمام عضلات خود را بکشید تا خستگی از بدنتان در آید. لازم نیست این کار را خیلی پر سر و صدا انجام دهید و توجه دیگران را به خود جلب کنید و بعد هم با صدای بلمند خمیازه بکشید. فقط از سر جای خود بلند شوید، چرخی بزنید، عضلات پای خود را منبسط کنید و انگشتان دستتان را خم و راست کنید. اگر نمی توانید دفتر کار خود را ترک کنید، به عقب تکیه دهید و نفس عمیقی بکشید تا کاملا ریلکس شوید و میزان اکسیژن جذب شده تان را نیز افزایش دهید. کشش باعث می شود که قلنج های گردن و شانه هایتان بشکنند و سیستم گردش خون نیز بهبود یابد.
4- حرکت کنید
اگر ممکن است در طول وقت نهار خود به باشگاه ورزشی بروید. در غیر اینصورت برای راه رفتن به بیرون بروید، از پله استفاده کنید و یادداشت ها را به طور دستی به شعبه دیگر ببرید. اجازه دهید که خون در بدنتان به جریان افتد. این عمل متابولیسم بدن را تسریع می بخشد و از خواب آلودگی و کسالت نبز جلوگیری می کند.
5- بر روی امور مختلف کار کنید
اگر انجام کار روزانه شما را اندکی خسته کرده، بر روی مسئله دیگری که اندکی نیاز به خلاقیت دارد، کار کنید. گاهی کار گرفتن از ذهن شما را از خستگی و ضعف میان روز نجات می دهد.
6- با همکارانتان ارتباط برقرار کنید
کنار دستگاه کپی سر صحبت را با همکارتان باز کنید، به جای فرستادن نامه های الکترونیکی، خوب است که بر سر میز همکارتان بروید. از پاس دادن توپ های استرس زا به یکدیگر به شدت خود داری کنید. برقرار کردن ارتباط های منطقی با همکاران باعث می شود که روز کاری شما خیلی زودتر سپری شود. به علاوه خندیدن بر سر یک موضوع می تواند حال همه افراد را عوض کند.
7- چرت بعد از ظهر
یک چرت 15 دقیقه ای معجزه می کند. البته منظور ما این نیست که ساعت های طولانی در اتاق استراحت بمانید، اما اگر به خودتان شک دارید می توانید به یکی از دوستانتان بسپارید که شما را بعد از نیم ساعت صدا کنند و یا اینکه ساعت خود را کوک کنید تا سر وقت زنگ بزند.
8- از اسنک استفاده کنید
یک سیب یا مقداری ماست جزء میان وعده های فوری بی نظیر هستند. سعی کنید به صورت خود مقداری آب خنک بزنید تا رخوت از شما دور شود. گاهی اوقات حتی شستن دست ها نیز به شما کمک می کند تا احساس خستگی کمتری بکنید.
10- گرما را کاهش دهید
کار کردن در یک فضای سرد تر باعث می شود تا شما هشیار تر بمانید. اگر اطراف شما گرم باشد احتمال دارد که به خواب فرو روید. البته اگر همکارتان داشت از شدت سرما به خود می لرزید بهتر است که دست خود را از روی درجه گرمکن بردارید و لباس هایتان را کم کنید. ژاکتتان را بعد از نهار در بیاورید و از پوشیدن پلوور و بلوزهای یقه اسکی و کلفت خود داری کنید.
11- از نور بیشتری استفاده کنید
میزان نوری که در طول روز در معرض آن قرار داشتید را افزایش دهید. سعی کنید در بیرون قدم بزنید به جای اینکه از آسانسور پارکینگ استفاده کنید. میز خود را جایی قرار دهید که بتوانید به راحتی به خارج از پنجره نگاه کنید. اگر ممکن بود لامپ های فلورسنت را خاموش کنید و از چراغ های رومیزی استفاده کنید.
12- به برنامه های بعد از کار فکر کنید
کارهای باقیمانده خود را بر روی کاغذ یاد داشت کنید تا ببینید که دقیقا چه زمانی می توانید محل کار خود را ترک کنید. با خودتان فکر کنید که قصد دارید چه کارهایی انجام دهید بنابراین یک چیز مثبتی برای فکر کردن پیدا می کنید. به موضوعات مختلفی می توانید فکر کنید. مثلا تصور کنید که نامزد خود را برای تماشای یک فیلم به سینما برده اید و یا با دوستان به بیرون رفته اید تا چرخی بزنید. این فکر هر چه که باشد حالت سستی شما را از بین می برد. زمانی که متوجه می شوید که باید در زمان معینی محل کار خود را تر ک کنید به طور حتم کار خود را با توجه و دقت بشتری انجام می دهید.
آیا کسالت ظهر شما از این حرف ها گذشته؟
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
نویسنده این مطلب : [miadgah]
شهادت حضرت زهرا(س) در روزی مانند فردا در سال 11 هـ بنا بر قول 95 روز، در روز سه شنبه شهادت حضرت بتول عذراء مظلومه مضروبه حضرت سیدة النساء العالمین فاطمه زهرا(س) به وقوع پیوسته است. |
![]() |
امام رضا(ع) می فرماید: "إن فاطمة صدیقة شهیدة" همانا فاطمه راستگو و شهیده است. بعد از شهادت و دفن پیامبر(ص) سه بار به منزل امیرالمؤمنین(ع) و فاطمه زهرا(س) هجوم آورده، و در هر بار به طریقی جسارت به اهل بیت(ع) کردند. در یکی از این دفعات، که در منزل آن حضرت را آتش زدند و به زور وارد منزل شدند، حضرت صدیقه(ع) پشت در بودند.
با اینکه می دانستند آن حضرت پشت در است، با لگد و فشار در را باز کردند، و میخ در سینه آن مخدره را آزرد و محسن(ع) سقط شد و پهلوی آن حضرت شکست. آن حضرت بیهوش روی زمین افتاد و حضرت مولی الموحدین علی ابن أبی طالب(ع) را با سر و پای برهنه و دست بسته به طرف مسجد بردند.
وقتی حضرت زهرا(س) به هوش آمدند به دنبال امیرالمؤمنین(ع) رفتند و از بردن آن حضرت به مسجد مانع شدند. داخل کوچه جلو چشم همسرش اسدالله الغالب، علی بن أبی طالب(ع) با تازیانه و غلاف شمشیر بر بدن حضرت صدیقه شهیده(س) زدند که طبق برخی روایات از بازوی آن حضرت خون جاری شد و باز بیهوش روی زمین افتاد.
روزهای حزن فاطمه(س)
پس از این وقایع و فجایع آن حضرت بعضی روزها با دلی شکسته و محزون کنار قبور شهدای احد می رفت و می گریست، و مرگ خود را از خداوند طلب می کرد، تا اینکه آهسته آهسته درد و جراحتهای بدن بیشتر شد، و از آن به بعد نزدیک مدینه زیر درختی می نشست و گریه و ناله می کرد. منافقین آن درخت را هم بریدند. بعد از آن امیر المؤمنین(ع) در آنجا سایبانی ساختند که مشهور به "بیت الأحزان" شد.
روز به روز بر شدت بیماری بی بی افزوده می شد. سینه شکسته و مجروح، بازوی ورم کرده، صورت نیلی، محسن سقط شده، غم پیامبر(ص)، مظلومیت امیرالمؤمنین(ع)، کار را به جایی رساند که آن حضرت در بستر بیماری افتاد و وصیت های خویش را به امیرالمؤمنین(ع) فرمود: شبانه مرا از زیر پیراهن غسل بده و کفن کن و دفن نما. قبرم مخفی باشد و ابوبکر و عمر در تشییع و نماز من حاضر نشوند. عایشه و غیر عایشه نیز بر جنازه من حاضر نشوند.
مدینه در شهادت فاطمه(س)
روز شهادت آن حضرت، مدینه مثل روز شهادت خاتم الأنبیاء(ع) شده بود. کوچک و بزرگ از زن و مرد، نالان و گریان بودند. بدن مطهر آن حضرت شبانه غسل داده شد و هنگام غسل، امیرالمؤمنین و حسنین و زینبین(ع) و فضه خادمه و اسماء بنت عمیس حاضر بودند. سپس عده ای از گلهای سر سبد اصحاب امیرالمؤمنین(ع): سلمان، ابوذر، مقداد، عمار و ... حاضر شدند و بدن را دفن کردند.
در بقیع، چهل صورت قبر ترتیب دادند و بر آنها مقداری آب ریختند. فردای آن روز منافقین قصد نبش قبر را نمودند، ولی امیرالمؤمنین(ع) اجازه نفرمودند.
احتمالات در محل دفن آن حضرت متعدد است، ولی زیارت آن حضرت در مسجد النبی(ع) حجره خود آن حضرت – که در زمان ما جزء صحن مسجد است – بین محراب و منبر، و در بقیع وارد شده است.
مدت عمر آن مخدره مظلومه 18 سال و 60 روز یا 90 روز است. سال شهادت یازدهم هجری است.
منبع : سایت شیعه انلاین( http://shia-online.ir/article.asp?id=5726&cat=1 )
سالروز شهادت بزرگ بانوی اسلام حضرت فاطمه
زهرا سلام الله علیها و ام ابیها الگوی همه زنان عالم
در تمامی اعصار را به مسلمانان جهان بویژه ایرانیان
مسلمان تسلیت عرض می نمائیم..

دانشمندان توانسته اند به فرمولی دست پیدا کنند که نشان می دهد چه عاداتی در زندگی سبب افزایش طول عمر می شوند و چند سال به عمر ما می افزایند.
پژوهشگران دانشگاه هاروارد طی 60 سال بر گروهی 600 نفری نظارت کرده و در نتیجه موفق شدند چند عامل مهم در رفتار افراد را تعیین کنند که بر طول عمر تاثیر بسزایی دارند.
طبق نتایج این پژوهش ها، افراد خوشبخت که پول قرض نمی گیرند، بیشتر عمر می کنند تا افراد بدبین. همچنین افرادی که شکلات دوست دارند، افراد دیندار و سبزی خواران نیز عمر طولانی تری دارند.
به گزارش خبرگزاری نووستی ، پژوهش های اخیر نشان دادند که افراد دارای زندگی سالم چند سال بیشتر زندگی می کنند.
برای اینکه 2 سال بیشتر زندگی کنید:
شکلات بخورید. تحقیقات نشان می دهند که شکلات غلیظ و تلخ برای قلب مفید است.
برای اینکه 3 سال بیشتر زندگی کنید:
دیندار باشید و دوستان بسیاری داشته باشید. تحقیقات نشان دادند که حضور مرتب در حرم و اماکن مذهبی استرس را کاهش می دهد. همچنین دوستی و ارتباطات اجتماعی نیز همین تاثیر را نشان می دهند.
برای اینکه 3.6 سال بیشتر زندگی کنید:
گوشت کمتر بخورید. سبزی خواری و یا تنها کاهش مقدار گوشت در غذا می تواند به علت کاهش غلظت چربی در بدن طول عمر را افزایش دهد، زیرا در ازای آن مصرف میوه و سبزیجات افزایش می یابد.
برای اینکه 3.7 سال بیشتر زندگی کنید:
زندگی فعالی داشته باشید. دانشمندان تایید می کنند که تحرک، نرمش و ورزش تاثیر مثبتی بر قلب می گذارد و نمی گذارد که فرد چاق شود.
برای اینکه 5 سال بیشتر زندگی کنید:
مطالعه کنید. دانشمندان هاروارد به این نتیجه رسیده اند که زنان دارای تحصیلات دانشگاهی به طور متوسط 5 سال بیش از زنان بدون تحصیلات عالیه زندگی می کنند.
برای اینکه 7.5 سال بیشتر زندگی کنید:
مثبت نگر باشید. پژوهش ها ثابت کرده اند که ریسک مرگ زودرس برای افراد حوشبین 55درصد کمتر است.
برای اینکه 8 تا 10 سال بیشتر زندگی کنید:
سیگار نکشید. افرادی که هیچ گاه سیگار نکشیده اند، به طور متوسط 10 سال بیش از افراد سیگاری زندگی می کنند. اگر مردان در سن 35 سالگی سیگار را ترک کنند، می توانند به طور متوسط 5.1 سال به طول عمر خود بیفزایند.
برای اینکه 10 سال بیشتر زندگی کنید:
خوشبخت باشید. افراد خوشبخت به طور متوسط 10 سال بیش از سایرین زندگی می کنند.
All Rights Reserved 2005-2006 © zomorod1.MihanBlog.Com
Best Resolution : 1024 X 768